زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي عليه السلام - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٩ - دوران زندگى امام باقر عليه السلام

اهل‌بيت و باز گرداندن آن دليل صدق مذهب آنان در نظر مردم بود، به ايشان باز پس داد، امّا ائمه به اين امر توجّه نداشتند و آن را براى حسن سلوك نظام كافى نمى‌دانستند، چرا كه بنياد نظام از اساس بر باطل قرار داشت و ائمه همچون انبيا مى‌خواستند جامعه را از ريشه و بنياد اصلاح كنند.

حديث زير از شيوه نگرش پيشتازان امّت بدانچه به خلافت عمر بن عبد العزيز مربوط مى‌شود، پرده بر مى‌دارد.

روزى عمر بن عبد العزيز به عامل خود در خراسان نوشت كه صد نفر از دانشمندان آن ديار را به سوى من روانه كن تا از آنان در باره روش تو پرس و جو كنم. عامل وى دانشمندان را جمع كرد و اين امر را به اطلاع آنان رساند. دانشمندان از اجابت در خواست خليفه عذر خواستند و گفتند: ما كار و خانواده داريم و نمى‌توانيم آنها را رها كنيم عدالت خليفه هم اقتضا نمى‌كند كه ما را به اجبار به اين كار وادارد، ولى ما يك تن را به نمايندگى از ميان خود، انتخاب كرده به سوى او گسيل مى‌داريم و عقيده خود را به او مى‌گوييم تا به آگاهى خليفه رساند. سخن او همان سخن ما و نظر او همان نظر ماست. عامل خليفه موافقت كرد و آن مرد را به نزد عمر فرستاد. چون مرد بر خليفه وارد شد، به وى سلام گفت و نشست. مرد به خليفه گفت: مجلس را برايم خلوت كن. خليفه گفت:

چرا؟ تو يا سخن حقى مى‌گويى كه اينان تصديقت مى‌كنند و يا باطلى مى‌گويى كه اينان تكذيب مى‌كنند. مرد گفت: من به خاطر خودم اين پيشنهاد را نمى‌دهم بلكه به خاطر خود توست، زيرا من بيم دارم سخنى‌