زندگاني باقر العلوم حضرت محمد بن علي عليه السلام - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢١ - امامت و علم پيامبران
بدان آگاهى يابد، به بركت آن تمام آنچه را كه در گرداگرد خود دارد، رام مىكند. حال اگر اين نور از او گرفته شود به نظر شما چه چيزى برايش به جا مىماند؟ آيا او در اين صورت مىتواند چيزى را بشناسد؟ اگر همه انسانها گرد آيند و بخواهند ديوانهاى را بر سر عقل آورند يا پيرى كهنسالى را دو باره بخواهند آموزش دهند و به او دروس رياضى- مثلًا- بياموزند، آيا بدون وجود اين نور مىتوانند راه به جايى برند؟ هرگز! پس اينان به كدام دليل از خدايى كه اين نور را به بشر بخشيده، بعيد مىدانند كه آن را براى برخى از بندگان برگزيدهاش چند برابر كند؟!
بنابر اين در مىيابيم كه وحى و الهام در چهار چوب سنّتهاى جارى خداوند در ميان مردم جاى دارد و عقل هم آنها را مىپذيرد و دل بدانها آرام مىگيرد.
علم امامان اهل بيت عليهم السلام نيز در دايره همين سنّتهاست. علم اينان يا از وحى سر چشمه مىگيرد و يا از الهام.
علم ائمه عليهم السلام از راههاى زير با وحى ارتباط پيدا مىكند:
اولًا: از كتاب خدا (قرآن كريم) و تدّبر در آيات و تأويل آنها بر حقايق و واقعيات. آيا مگر علوم گذشته و آينده و تفصيل آنچه كه در زمان حال جريان دارد در كتاب خداوند نيامده است؟ و راستى چه كسانى به قرآن سزاوارتر از كسانى هستند كه قرآن در خانههايشان فرود آمده است و علم و دانش آن را از روز نخست با شير مادر نوشيدهاند؟ امامان بسيار سخت شيفته قرآن بودند و آن را فراوان پاس مىداشتند. در هر سه