الفقه الاسلامى احكام خمس - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥ - رهنمود از آيات
مردم نادان روى برگردان.»
(يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ للَّهِ وَالرَّسُولِ) [١]
«اى رسول ما) چون امّت از حكم انفال (غنائم رسيده بدست مسلمانان بدون جنگ و زحمت از قبيل معادن، بيشه، زمين خراب بى مالك و غيره) را بپرسند جواب ده كه انفال مخصوص خدا و رسول است (كه رسول و جانشينانش به هر كس و هر قدرى كه صلاح باشد ببخشند.)»
درآمد حاصله انسان بدون زحمت و مشقّت را انفال مىگويند هر چند اين معنى را زبان شناسان ذكر نمىكنند ولى با به كارگيرى آن واژه توسّط عرف در اين موارد بسيار نزديك است، و از ادلّه شرعيّه نيز چنين برداشت مىشود.
ب: خُمس اساساً حق، و از آن خداوند سبحان است، در اين باره خداوند مىفرمايد:
(فَأَنَّ للَّهِ خُمُسَهُ) [٢].
«بدرستيكه خمس خاص خداوند است.»
و آنچه از آن پروردگار است براى رسول اللَّه كه خليفه خدا بر مردم است باز مىگردد، سپس خويشان از اوصياى پيامبر از آن بهره مىگيرند و بدين سان، سهمى از خُمس به وصىّ رسول خدا كه عهدهدار امور امّت است برمىگردد كه آن را حق امام (يا سهم امام) مىناميم، و چون پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمّه اطهار عليهم السلام خليفههاى خداوند بر
[١] - سوره انفال، آيه ١.
[٢] - سوره انفال، آيه ٤١.