مفاهیم علم نحو - العصاری، محمود رضا - الصفحة ٩٨ - ٣٨ المفعول معه تحليل
٣٨ المفعول معه
المفعول معه هو اسم منصوب بعد «واو» بمعني «مع» و يشترط فيه ان تكون الواو نصّا في المعية بحيث لا يصح العطف بها نحو «سرت و الجبل» و «جاء زيد و عمرا».
و يعلم «واو العطف» من «المعية» بقواعد منها:
اذا كان الاسم السّابق مرفوعا او مجرورا و الاسم بعد الواو منصوبا منطبقا عليه تعريف المفعول معه فانّ نصبه يقطع بانّ المراد هو المعيّة نصّا اذ لو كان المراد العطف لوجب جر المعطوف او رفعه تبعا للمعطوف عليه و لو لم تكن الواو نصّا على المعيّة لنصب ما قبلها و صحة تسلّط العامل على ما بعدها كما في «ضربت زيدا و عمرا» كانت للعطف اتّفاقا.
تحليل
با دقت در مطالب بالا درمىيابيم كه اصل در «واو»، عطف است و كاربرد «واو» براى معيّت، احتياج به دليل دارد. بنابراين هرجا كه قرينهاى وجود نداشته باشد، حكم به عطف بودن «واو» مىكنيم. به مثال «سرت و الجبل» توجه كنيد: «واو» نمىتواند عاطفه باشد، زيرا عطف دلالت بر اشتراك معطوف و معطوف عليه در حكم مىكند، پس اگر در اين مثال «واو» براى عطف باشد، معناى عبارت چنين مىشود كه «الجبل» و «ت» در حكم، يعنى «سير» مشتركند؛ يعنى جبل نيز حركت كرده است، در حالى كه اين معنا غلط است و همين قرينه است كه نشان مىدهد «واو» در اين مثال «واو مفعول معه» است نه عطف. امّا در مثالهايى چون «جاء زيد و عمرو معا» دليلى بر دلالت «واو» بر معيّت وجود ندارد، زيرا معيّت از كلمه «معا» فهميده شده است نه از «واو». بنابراين «واو» براى عطف است.