تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٩ - تفسير بگذاريد موسى را بكشم!!
خلاصه اينكه آنها معتقد بودند موسى شخصا يك" حادثه" است، اما اگر در آن شرايط كشته شود تبديل به يك" جريان" خواهد شد، جريانى بزرگ و پر شور كه كنترل آن بسيار مشكل خواهد بود.
بعضى ديگر از اطرافيان فرعون كه دل خوشى از او نداشتند مايل بودند موسى زنده بماند و فكر فرعون را به خود مشغول دارد، تا آنها آسوده خاطر زندگى كنند و دور از چشم فرعون به سوء استفاده مشغول باشند، چرا كه اين يك برنامه هميشگى است كه اطرافيان شاهان مايلند هميشه فكر آنها مشغول كارى باشد و آنها آسوده خاطر به تامين منافع نامشروع خود بپردازند، لذا گاهى دشمنان خارجى را تحريك مىكردند تا از شر فراغت" شاه" در امان بمانند! سپس فرعون براى توجيه تصميم قتل موسى دو دليل براى اطرافيانش ذكر مىكند: يكى جنبه به اصطلاح دينى و معنوى دارد، و ديگر جنبه دنيوى و مادى مىگويد:" من از اين مىترسم كه آئين شما را عوض كند! و دين نياكانتان را بر هم زند"! (إِنِّي أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ).
" يا اينكه فسادى بر روى زمين آشكار سازد" (أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسادَ) اگر سكوت كنم آئين موسى به سرعت در اعماق قلوب مردم مصر نفوذ مىكند، و آئين مقدس بت پرستى كه حافظ قوميت و منافع شما است جاى خود را به يك آئين توحيدى بر ضد شما مىدهد! و اگر امروز سكوت كنم و بعد از مدتى اقدام به مبارزه با موسى نمايم