تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥ - روزى كه جانها به لب مىرسد!
براى چگونگى قيامت است، مىگويد:" خدا چشمهايى را كه به خيانت گردش مىكند مىداند، و از آنچه در سينهها پنهان است با خبر است" (يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ) [١] آرى خدايى كه از حركات مخفيانه چشمها و اسرار درون سينهها آگاه است در آن روز در باره خلايق دادرسى و قضاوت مىكند، و با اين علم و آگاهى دقيق او روز گنهكاران سياه و تاريك است.
در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم: هنگامى كه از معنى اين آيه از آن حضرت سؤال كردند، فرمود:
ا لم تر الى الرجل ينظر الى الشيء و كانه لا ينظر اليه، فذلك خائنة الاعين:
" آيا نديدهاى گاه انسان به چيزى نگاه مىكند اما چنين وانمود مىكند كه به آن نگاه نمىكند؟ اين نگاههاى خيانتآلود است"! [٢] آرى اين نگاهها خواه به نواميس مردم باشد و يا امور ديگرى كه نگاه كردن به آن ممنوع است بر خداوندى كه ذرهاى از آنچه در آسمانها و زمين است از علم او مخفى نيست پنهان نمىماند،" لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ" (سبا- ٣).
در حديث ديگرى آمده است: يكى از ياران پيامبر در كنار يكى از مخالفان سرسخت اسلام در محضر پيامبر ص نشسته بود، بعد از آنكه آن مرد مخالف از محضر پيامبر ص امان گرفت و بيرون رفت عرض كرد: چرا اشارهاى نفرموديد
[١] در جمله" يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ" از نظر تركيب نحوى دو احتمال وجود دارد: نخست اينكه" خائنة" معنى مصدرى دارد و به معنى" خيانت" است، (مانند كاذبة و لاغية كه به معنى كذب و لغو است) اين احتمال نيز داده شده است كه از قبيل تقديم صفت باشد و در اصل" الاعين الخائنة" بوده كه به اين ترتيب" اسم فاعل" مىباشد
[٢]" تفسير صافى" ذيل آيه مورد بحث