تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٩ - ٢- پاسخ به يك سؤال
منظور اين است پيامبر ص قبل از نزول قرآن و تشريع شريعت اسلام از جزئيات اين آئين و محتواى قرآن خبر نداشت.
اما در مورد" ايمان" با توجه به اينكه بعد از" كتاب" ذكر شده، و با توجه به جملههايى كه بعد از آن در آيه آمده، روشن مىشود كه منظور" ايمان به محتواى اين كتاب آسمانى" است، نه ايمان به طور مطلق، بنا بر اين تضادى با آنچه گفته شد ندارد و نمىتواند دستاويزى براى بيماردلانى كه مىخواهند نفى ايمان به طور مطلق از پيامبر كنند و حقايق تاريخى را ناديده بگيرند، بوده باشد.
بعضى از مفسران پاسخهاى ديگرى نيز از اين سؤال دادهاند از جمله:
الف: منظور از ايمان تصديق و اعتقاد به تنهايى نيست، بلكه مجموع اعتقاد و اقرار به زبان و اعمال است كه در تعبيرات اسلامى بر آن اطلاق شده است.
ب: منظور از ايمان اعتقاد به توحيد و رسالت است و مىدانيم پيامبر اسلام ص قبل از آن موحد بود اما ايمان به رسالت خويشتن هنوز پيدا نكرده بود.
ج: منظور آن قسمت از اركان ايمان است كه انسان از طريق دليل عقل به آن نمىرسد، و راه آن تنها ادله نقلى است (مانند بسيارى از خصوصيات معاد).
د: در اين آيه محذوفى در تقدير است و معنى چنين است ما كنت تدرى كيف تدعو الخلق الى الايمان:" تو نمىدانستى چگونه مردم را به ايمان دعوت كنى" [١] ولى به عقيده ما از همه پاسخها مناسبتر و هماهنگتر با محتواى آيه همان پاسخ اول است.
[١]" آلوسى" در" روح المعانى" جلد ٢٥ صفحه ٥٥- احتمالات ديگرى نيز ذكر كرده است كه چون ارزشى نداشت از آن چشم پوشيديم