تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤١ - تفسير " نابينا" و" بينا" يكسان نيست، همچنين" كافر" و" مؤمن"
يكسان نخواهند بود" (وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ لَا الْمُسِيءُ) [١] اما شما بر اثر خود خواهى و جهل" كمتر متذكر مىشويد" (قَلِيلًا ما تَتَذَكَّرُونَ) [٢] نابينا همان آدم نادان و بيخبرى است كه پردههاى كبر و غرور بر چشمانش افتاده، و اجازه درك حقايق را به او نمىدهد، و بينا كسى است كه در پرتو نور علم و استدلالات منطقى، حق را مشاهده مىكند، آيا اين دو با هم برابرند؟! اين از نظر ايمان و اعتقاد، و اما از نظر عمل چگونه" افراد مؤمن صالح العمل" با" آلودگان بدكار و مجرم" يكسان خواهند بود؟ در حقيقت مقايسه اول از نظر شناخت و علم است، و مقايسه دوم از نظر بازتاب آن در اعمال آنها است.
آرى بينايان هم كوچكى خود را مىبينند و هم عظمت جهان اطراف خويش را، و به همين دليل به موقعيت و قدر خويش واقفند، اما" نابينا" نه موقعيت خود را در زمان و مكان مىداند، و نه جهان اطراف خويش را مىبيند، به همين جهت هميشه در ارزيابى وجود خويشتن خطا مىكند و گرفتار كبر و غرور مىگردد، و همين كبر و غرور او را به زشتكارى وادار مىسازد.
اين نكته نيز ممكن است از دو جمله آيه فوق در ارتباط با يكديگر استفاده شود كه ايمان و عمل صالح چشم دل را بينا مىكند كفر و اعمال زشت آدمى را نابينا مىسازد و حس تشخيص حق را از باطل از او مىگيرد.
[١] طرز جمله بندى آيات در بدو نظر ايجاب مىكند كه" لا" در جمله" و لا المسىء" ذكر نشود، ولى تاكيد نفى از يك سو، و مقصود اصلى بودن اين جمله از سوى ديگر، ايجاب كرده كه نفى تكرار شود، به خصوص اينكه طولانى بودن جمله گاه سبب مىشود كه انسان نفى را كه در آغاز آن آمده فراموش كند
[٢]" ما" در جمله قليلا ما تتذكرون زائده است و براى تاكيد مىباشد