تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - تفسير متكبران جبار از درك صحيح محرومند
بى آنكه هيچ دليل روشنى از عقل و نقل براى سخنان خود داشته باشند، در برابر آيات بينات الهى موضعگيرى مىكنند، و با احتمالات نيش غولى و وسوسههاى بىاساس و بهانهجوئيها به مخالفت خود ادامه مىدهند.
سپس براى نشان دادن زشتى اين عمل مىافزايد:" اينگونه جدال بىاساس در مقابل حق خشم عظيمى نزد خداوند و نزد كسانى كه ايمان آوردهاند برمىانگيزد" (كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا) [١] چرا كه" جدال به باطل" و موضعگيرى بى دليل و بى منطق در برابر آيات الهى هم مايه گمراهى مجادله كنندگان، و هم اسباب ضلالت ديگران است، نور حق را در محيط خاموش مىكند و پايههاى حاكميت باطل را محكم مىسازد.
و در پايان آيه به دليل عدم تسليم آنها در مقابل حق اشاره كرده مىفرمايد" اينگونه خداوند بر قلب هر متكبر جبارى مهر مىنهد"! (كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ) [٢] لجاجتها و عناد در برابر حق پردهاى ظلمانى بر فكر انسان مىاندازد و حس تشخيص را از او مىگيرد، كار به جايى مىرسد كه قلب او همچون يك ظرف در بسته مهر شده مىگردد كه نه محتواى فاسد آن بيرون مىآيد و نه محتواى صحيح و جانپرورى وارد آن مىشود.
[١] فاعل" كبر"" الجدال" است كه از جمله قبلى استفاده مىشود،" مقتا" تميز مىباشد، بعضى از مفسران نيز احتمال دادهاند كه فاعل آن" مسرف مرتاب" بوده باشد، ولى معنى اول بهتر به نظر مىرسد.
[٢] قابل توجه اينكه در اين آيه" متكبر و جبار" به عنوان توصيف قلب ذكر شده (هر چند به صورت اضافه است) نه به عنوان توصيف شخص اشاره به اينكه اصل كبر و جباريت از قلب است، و از آنجاست كه به سراسر وجود انسان سرايت مىكند و تمام اعضا به رنگ تكبر و جباريت در مىآيد