تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩٣ - تفسير شتاب نكنيد، قيامت مىآيد!
و ميزان در قيامت است در پايان آيه مىگويد:" تو چه مىدانى شايد ساعت (قيام رستاخيز) نزديك باشد"؟! (وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ).
همان قيامتى كه وقتى برپا شود همگان در دادگاه عدلش حضور مىيابند، و در برابر ميزان سنجشى كه حتى به اندازه سنگينى يك دانه خردل و كوچكتر از آن را دقيقا مىسنجند قرار مىگيرند.
" آنها كه به قيامت ايمان ندارند در باره آن شتاب مىكنند، و مىگويند اين قيامت كى خواهد آمد"؟! (يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِها).
آنها هرگز به خاطر عشق به قيامت و رسيدن به لقاى محبوب، اين سخن را نمىگويند، بلكه از روى استهزاء و مسخره و انكار چنين تقاضايى دارند، و اگر مىدانستند قيامت بر سر آنها چه مىآورد هرگز چنين تقاضايى نداشتند.
" ولى آنها كه ايمان آوردهاند پيوسته با خوف و هراس مراقب آن هستند، و مىدانند پيوسته آن حق است و خواهد آمد" (وَ الَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُ) [١] البته لحظه قيام قيامت بر همه پوشيده است، حتى بر پيامبران مرسل و فرشتگان مقرب خدا، تا هم وسيله تربيت مداوم باشد براى مؤمنان، و هم آزمون و اتمام حجتى براى منكران، ولى اصل وقوع آن جاى ترديد نيست.
و از اينجا روشن مىشود كه ايمان به قيامت و دادگاه بزرگ عدل الهى
[١]" مشفقون" از ماده" اشفاق" به معنى علاقه توام با ترس است، هر گاه با" من" متعدى شود جنبه خوف در آن غلبه دارد، و هر گاه با" على" متعدى شود مساله توجه و مراقبت در آن غلبه خواهد داشت، و لذا انسان به دوستش مىگويد" انا مشفق عليك" (تفسير روح المعانى و مفردات راغب)