تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٧ - نكته
نكته:
در اينجا سؤالى مطرح است و آن اينكه: در آيات مورد بحث خوانديم:
إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَرِيضٍ:" هنگامى كه به انسان شر و ناراحتى برسد دعاى عريض و مستمر دارد".
ولى در آيه ٨٣ اسراء آمده است: و اذا مسه الشركان يؤسا:" هنگامى كه بدى به او برسد مايوس مىشود" (همين مضمون در آيات مورد بحث نيز آمده بود).
سؤال اين است: دعاى مستمر و كثير دليل بر اميدوارى است، در حالى كه در آيه ديگر مىگويد او نوميد مىشود.
بعضى از مفسران در پاسخ اين سؤال مردم را به دو گروه تقسيم كردهاند گروهى كه به هنگام سختيها به كلى مايوس مىشوند، و گروهى كه اصرار در دعا و جزع و فزع دارند [١] بعضى ديگر گفتهاند: منظور از ياس، نوميدى از اسباب عادى است، و اين منافات با تقاضاى از خداوند و دعا كردن ندارد [٢] اين احتمال نيز وجود دارد كه منظور از" ذو دعاء عريض" تقاضاى از خداوند نيست، بلكه جزع و فزع فراوان است، شاهد اين سخن آيه ٢٠ سوره معارج است كه مىفرمايد: إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً:
" انسان حريص آفريده شده، هنگامى كه ناراحتى به او رسد بسيار جزع و فزع مىكند".
[١] تفسير" روح البيان" جلد ٨ صفحه ٢٨٠
[٢] تفسير" الميزان" جلد ١٧ صفحه ٤٢٨ ولى اين تفسير با توجه به اينكه آيات فوق در مورد مذمت اينگونه اشخاص است، در حالى كه قطع اميد از اسباب ظاهرى كردن و روى به خدا آوردن نه تنها عيب نيست بلكه شايسته مدح و تمجيد است زياد مناسب به نظر نمىرسد