تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١١ - تفسير آخرين سخن!
لذا او فرياد زد و گفت:" اى قوم! چرا من شما را به سوى نجات دعوت مىكنم اما شما مرا به سوى آتش مىخوانيد"؟! (وَ يا قَوْمِ ما لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجاةِ وَ تَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ).
من سعادت شما را مىطلبم، و شما بدبختى مرا، من شما را به شاهراه هدايت مىخوانم و شما مرا به بيراهه مىخوانيد.
از آيات مختلف قرآن و نيز تاريخ مردم مصر به خوبى استفاده مىشود كه آنها علاوه بر پرستش فراعنه بتهاى فراوانى نيز داشتند، چنان كه در آيه ١٢٧ سوره اعراف مىخوانيم كه اطرافيان فرعون به او گفتند:" أَ تَذَرُ مُوسى وَ قَوْمَهُ لِيُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ يَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ":" آيا اجازه مىدهى كه موسى و قومش در زمين فساد كنند و تو و خدايانت را ترك گويند"؟! يوسف نيز در زندان فراعنه به هم بندهاى خود گفت:" أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ":" آيا معبودهاى پراكنده بهترند يا خداوند يگانه قهار"؟! (يوسف آيه ٣٩).
به هر حال مؤمن آل فرعون در يك مقايسه روشن به آنها ياد آورى كرد كه دعوت شما دعوت به سوى شرك است، چيزى كه حد اقل دليلى بر آن وجود ندارد، و راهى است تاريك و خطرناك، اما من شما را به راهى روشن، راه خداوند عزيز و توانا، راه خداوند غفار و بخشنده دعوت مىكنم.
تعبير به" عزيز" و" غفار" از يك سو اشاره به اين مبدء بزرگ بيم و اميد