والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥ - ج- محبّت و رحمت اسلامى در سيره پيشوايان دين
«إِذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقَاءُ؛ [١] تمام شما آزاديد، به هر كجا مايليد برويد!»
حتّى وقتى به حضرتش خبر دادند كه يكى از سربازان پرچمى به دست گرفته و شعار انتقام جويى سر مىدهد، حضرت ناراحت شد، و پرچم را از دست آن سرباز گرفت و به جاى شعار انتقام، شعار صلح و دوستى سرداد:
«أَلْيَوْمُ يَوْمُ الْمَرْحَمَةِ؛ [٢] امروز روز رحمت و محبّت است!»
امّا هنگامى كه سربازان متّفقين وارد پايتخت آلمان (برلين) شدند، قتل و عام عجيبى به راه انداختند، و مرتكب جنايات فراوان و بىشمارى شدند، به عنوان نمونه، بچّههاى شيرخوار قنداقهاى را به آسمان پرتاب كردند و در وسط زمين و آسمان با شليك گلوله آنها را كشتند!
و اكنون نسل همان جانيان به دور از عاطفه، در فلسطين اشغالى هر روز جنايت تازهاى مىآفرينند، جناياتى كه قلم از بيان آن شرم مىكند، و گاه انسان طاقت ديدن و شنيدن آن را ندارد!
آيا ما اهل خشونتيم، يا اين متمدّن نماهاى بى تمدّن!
٢- نمونه ديگر، برخورد حضرت على عليه السلام با قاتل خويش، عبدالرّحمن بن ملجم مرادى، است.
آن حضرت به تبع دستورات دينى آنقدر رحيم و مهربان بود كه حتّى دشمنش و كسى كه به قصد كشتن بر او شمشير زده، نيز از رحمتش بى نصيب نگرديد. بدين جهت مشاهده مىكنيم كه سفارشهاى آن امام رؤوف از لحظه دستگيرى آن موجود پست آغاز مىگردد و تا دم مرگ ادامه مىيابد:
فرزندانم! قاتل من فقط ابن ملجم است، مبادا پس از من عدّهاى سودجو و فرصت طلب، شمشيرهايشان را از نيام بركشند، و به جان مردم بى گناه بيفتند، و خون آنها را به بهانه اين كه اينها با قاتل على همدست بودهاند، بريزند و در لباس اين شعار مقدّس به تصفيه
[١]. بحارالانوار، جلد ٢١، صفحه ١٠٦.
[٢]. تفسير نمونه، جلد ٢٠، صفحه ٢٨٢.