والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٨ - مُدارا در كلام معصومين
٢- در روايت ديگرى از حضرت رسول صلى الله عليه و آله چنين مىخوانيم:
إِنَّا أُمِرْنَا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ بِمُدَارَاةِ النَّاسِ كَمَا أُمِرْنَا بِأَدَاءِ الْفَرَائِضِ [١]
ما پيامبران الهى همانگونه كه مأمور انجام واجبات هستيم، موظّف به مداراى با عموم مردم نيز مىباشيم.
همرديف قرار دادن «مدارات» با «واجبات» نشانگر اهمّيّت مساله مدارات است؛ زيرا كار پيامبران، امامان، علما، مربّيان، معلّمان و تمام كسانى كه در حوزه تعليم و تربيت فعّاليّت مىكنند، بدون مداراى با مخاطبانشان پيشرفتى نخواهد داشت.
٣- آن حضرت در روايت سوم مىفرمايد:
مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الْايمَانِ [٢]
نيمى از ايمان را مداراى با مردم تشكيل مىدهد.
ايمان فقط به انجام نماز و روزه و حجّ و زكات و مانند آن نيست؛ بلكه اين امور تنها بخشى از ايمان را تشكيل مىدهد، و مدارات با مردم بخش ديگرى از آن است.
متأسّفانه برخى از مؤمنين نماز شب خوان، بسيار كم حوصله هستند؛ و اصلًا با مردم راه نمىآيند؛ و با كوچكترين مسألهاى از كوره در رفته و عصبانى مىشوند!
در اهمّيّت مدارا همين بس كه بسيارى از جنگ و جدالها بر اثر ترك آن آغاز شده، همانگونه كه روايت ذيل به اين مطلب اشاره مىكند:
«إِنَّ بُدُوَّ الْقِتَالِ اللِّطَامِ [٣]؛ سرچشمه جنگها (گاهى) يك سيلى است.»
بدين معنى كه گاه با شخصى مدارا نمىشود، او عصبانى مىگردد و سيلى محكمى به گوش طرف مقابل مىنوازد؛ او هم خود را كنترل نمىكند، و خشم خود را فرونمىنشاند، و در مقابلِ يك سيلى، دو سيلى به او مىزند! و به همين شكل آتش
[١]. سفينة البحار، جلد ٣، صفحه ٣٠.
[٢]. سفينة البحار، جلد ٣، صفحه ٣١.
[٣]. بحارالانوار، جلد ٩٣، صفحه ٢٩١.