والاترين بندگان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦ - شرح و تفسير
برنامهريزى مىكنند؟ تقاضا مىنمايند و پس از آن، زمينههاى تحقّق آن را فراهم مىآورند؟
بى شك، تنها دعا كردن و سخن گفتن افتخار محسوب نمىشود و انسان را به درجات عاليه نمىرساند؛ بلكه سخنى كه به دنبال آن عمل باشد و گفتارى كه منشأ كردار نيك و پسنديده گردد ارزشمند است؛ اين مطلب يك قانون كلّى است كه در همه موارد جارى است؛ مثلًا، ادّعاى شيعه بودن و دم از محبّت على زدن و سخن از عشق سوزان به اهل بيت گفتن، در صورتى كه منشأ ترك گناهان و انجام عبادت و اطاعت نشود بى شك ارزش ندارد و ما را در زمره شيعيان واقعى معصومين عليهم السلام قرار نمىدهد؛ بدين جهت، در روايات، انسانى كه سخنى مىگويد ولى برخلاف آن عمل مىكند، تقبيح و سرزنش شده است؛ از جمله در روايتى از امام هشتم حضرت علىّ بن موسىالرّضا عليه السلام مىخوانيم:
مَنْ تَعَوَّذَ مِنَ النَّارِ وَ لَمْ يَتْرُكْ شَهَوَاتِ الدُّنْيَا فَقَدِ اسْتَهْزَءَ بِنَفْسِهِ [١]
كسى كه از آتش دوزخ به خداوند پناه ببرد ولى از هوى و هوس (كه انسان را به سمت جهنّم سوق مىدهد) پرهيز نكند، خويشتن را به سخريّه گرفته است.
بنابراين، به صِرف استغاذه از جهنّم، و دعا براى برخوردارى از نعمتهاى بهشتى، انسان در صف عبادالرّحمن قرار نمىگيرد، بلكه بايد از انجام كارهايى كه انسان را به سوى جهنّم مىكشاند پرهيز كرد. تعبيرى كه در روايت فوق آمده، در روايت ديگرى از همان حضرت در مورد استغفار نيز آمده است؛ در آن روايت مىخوانيم:
مَنِ اسْتَغْفَرَ مِنْ ذَنْبٍ وَ هُوَ يَعْمَلُهُ فَكَا نَّمَا يَسْتَهْزِءُ بِرَبِّهِ [٢]
كسى كه از گناهى استغفار مىكند، ولى (از سوى ديگر) مرتكب آن گناه مىشود، گويا خداى خويش را مسخره كرده است!
[١]. بحارالانوار، جلد ٧٥، صفحه ٣٥٦، حديث ١١.
[٢]. بحارالانوار، جلد ٩٠، صفحه ٢٨٢.