آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧ - مقدمه

«وَ لا تُذِعْ سِرّاً اودِعْتَهُ، فَانَّ الْاذاعَةَ خِيانَةٌ» [١]رازى را كه به تو سپرده مى‌شود، فاش مساز، كه فاش ساختن رازها خيانت است.
در پاره‌اى از روايات نيز فاش ساختن اسرار، شركت در قتل پيامبران الهى شمرده شده است و از آنها استفاده مى‌شود كه افشاى راز چه‌بسا منجرّ به قتل افراد بى‌گناه مى‌شود و انسان را در قتل آنها شريك مى‌سازد و عواقب چنين كارى انسان را در آتش دوزخ گرفتار خواهد ساخت. امام صادق ٧ در تفسير آيه «وَ يَقْتُلُونَ الْانْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ» [٢] مى‌فرمود:
«اما وَاللَّهِ ما قَتَلُوهُمْ بِاسْيافِهِمْ وَ لكِنْ اذاعُوا سِرَّهُمْ وَ افْشَوْا عَلَيْهِمْ فَقُتِلُوا»[٣]به خدا سوگند آنان را با شمشيرهايشان نكشتند، بلكه اسرارشان را فاش كردند و با اين كارشان، سبب قتل آنان شدند.
يكى از صفات خداوند، رازدارى و پرده‌پوشى است. او كه علم بى‌كرانش، همه جهان و جهانيان را فرامى‌گيرد، به اسرار نهان همه آگاه است و مَحرم اسرار آفريدگان خود است. اسرارى كه اگر فاش گردد، گاه نظام زندگى به هم مى‌خورد. انسان كه جانشين و نشانه‌


[١] شرح غررالحکم ، ج ٤، ص ٢١٥.

[٢] آل عمران(٣) ، آیه ١١٢. (پیامبران را به ناحق می کشتند.)

[٣] سفینه البحار، ج٧ ، ص ٤٣٦