آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٧ - خطر پذیری در حفظ اسرار

به دستور خليفه عبّاسى به من صد تازيانه زدند و آنقدر درد اين شلاق‌ها مرا بى تاب كرد كه مى‌خواستم جمله‌اى بگويم. ناگاه صداى «يونس بن عبدالرحمن» را شنيدم كه مى‌گفت: «يا محمّد بن ابى‌عمير! اذكر موقفك بين يدى اللّه تعالى» ياد آن زمان باش كه در برابر پروردگارت بايد پاسخگوى اعمالت باشى. اينجا بود كه نيرويى دوباره يافتم و صبر كردم و رازى را افشا نكردم و خدا را بر اين نعمت سپاس مى‌گويم[١].
سرانجام، حكومت مجبور شد پس از اين مقاومت در برابر شكنجه، وى را با جريمه نقدى معادل صد و بيست و يك هزار درهم آزاد سازد. اين مجاهد مقاوم همان فقيه دانش‌پژوهشى است كه اهل حديث، روايات بدون ذكر سند و سلسله راويان او را همچون مسانيد (روايات با ذكر سند و سلسله راويان) تلقّى مى‌كنند.
معلّى بن خنيس نيز از صفحه‌نگارانِ اين مجموعه مقاومت است كه در برابر شكنجه حاكم مدينه در زمان امام صادق ٧ ايستادگى كرد و مطلبى را آشكار نساخت و در پاسخ افشاى نام ياران امام صادق ٧ گفت: من مرد گرفتارى هستم كه كسى را نمى‌شناسم. خليفه گفت: از من پنهان مى‌دارى. بدان كه اگر از من نهان كنى، تو را خواهم كشت. معلّى با صلابت و شجاعت فرياد برآورد: تو مرا به كشتن تهديد مى‌كنى. سوگند به خدا اگر اسامى‌


[١] اختیار معرفه الارجال، ج٢، ص٨٥٥.