آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠ - ثمرات حفظ اسرار

«اللَّهُمَّ خُذْ عَلى‌ قُرَيْش الْأَخْبار وَالْعُيُونَ حَتَّى نَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً» پروردگارا! اخبار را بر قريش و جاسوسان ايشان پوشيده‌بدار تا ما ناگهانى برآنها وارد شويم.
پس از آن پيامبر ٦ دستور داد تا راه‌هاى مدينه به مكه را كنترل و بازرسى نمايند و عمر را بر آن گماشت و فرمود: اگر شخص ناشناسى از اين راه عبور كرد او را برگردانيد، و اگر كسى آهنگ مكه يا نواحى نزديك آن را داشت، او را بگيريد و نگهداريد تا از او پرس و جو شود. گرچه اخبار آماده شدن سپاه اسلام به مردم رسيده بود، اما گروهى مى‌پنداشتند كه پيامبر ٦ آهنگ شام دارد، برخى خيال مى‌كردند به محل طائفه ثقيف مى‌رود، و بعضى تصوّر مى‌كردند به سوى هوازن خواهد رفت.
پيامبر ٦ ابو قتادة بن رِبعى را همراه هشت نفر به منطقه أِضَمْ (نام آبى ميان مكه و يمانه) اعزام كرد تا چنين تصوّر شود كه پيامبر آهنگ آن ناحيه را دارد و خبر به اين صورت منتشر شود.
حاطب بن ابى بلتعه كه احتمال حركت به‌سوى قريش را مى‌داد، «نامه‌اى به قريش نوشت و به ايشان خبر داد كه پيامبر ٦ لشكر فراهم مى‌كند.» او نامه را به زنى از قبيله مزينه به نام ساره داد و برايش جايزه كلانى معين كرد تا نامه را به قريش برساند. او نيز نامه را در ميان گيسوان خويش پنهان كرد و از بى‌راهه به‌سوى مكه حركت كرد.