آيين رازدارى در اسلام - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥ - طبقه بندی اطلاعات
در فتح مكه، پيامبر اكرم ٦ به همسرشان عايشه فرمودند:
وسايل سفر مرا آماده كن و آن را به كسى گزارش نكن. پدرش ابوبكر
بر وى وارد شد و چون او را در تدارك لوازم سفر پيامبر ٦ ديد،
پرسيد: عايشه! آيا رسولاللّه تصميم سفرِ جنگى دارد؟ عايشه گفت: نمىدانم ابوبكر
افزود: اگر آن حضرت تصميم مسافرتى دارد، از وى اجازه بگير، ما هم همراه او باشيم. [١]
در جنگ احُد، پيامبر اكرم ٦، سعد بن ابىوقّاص را بهدنبال جمعآورى اخبار دشمن فرستاد و به او فرمود:
اگر مطّلع شدى كه دشمن عزم حمله به مدينه را دارد، فقط به خودِ
من خبر بده.[٢]
در همين غزوه، مشابه اين توصيه را به مأمور
اطلاعاتى ديگر خويش، حباب بن منذر، نيز مىفرمايد و به وى يادآور مىشود:
چون برگشتى، نزد هيچ يك از مسلمانان به من گزارش نده، مگر اينكه
بگويى دشمن را اندك ديدم. وقتى حباب بن منذر گزارشى مبنى بر كثرت عِدّه و عُدّه
آنان ارائه كرد، حضرت فرمود: به من هم همين اخبار رسيده است، از ايشان چيزى بازگو
نكن، خداى ما را بسنده و بهترين وكيل است.[٣]
[١] مغازی، ج٢، ص ٧٩٦.
[٢] همان، ج١، ص٢٩٨.
[٣] همان، ص٢٠٧.