اخلاق خانواده(ج2) - رضانزاد و فاخری - الصفحة ٢٠
«جَعَلَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ ازْواجاً ...» «١» از جنس شما، همسرانى براى شما قرار داد و جفتهايى از چهارپايان آفريد.
جفتآفرينى جانداران و وجود غريزه جنسى در آنها، وسيلهاى جهت محفوظ ماندن نسل جاندار به شمار مىرود. دستِ آفرينش ميان زن و مرد، گرايش و كششى طبيعى نسبت به يكديگر قرار داده تا آنها به زندگى مشترك روى آورند و ميل جنسى را همچون ساير اميال و غرايز، بطور صحيح ارضا نموده، هسته اصلى خانواده را تشكيل دهند.
از اين رو، با پيدايش انسانهاى نخستين در كره زمين، ازدواج و مراسم خاص مربوط به آن شكل گرفت. براساس گفته صاحبان اديان، نخستين ازدواج بين آدم و حوا- اوّلين مرد و زنِ نسل بشر كنونى- به وقوع پيوست و سپس در سايه ازدواجِ فرزندان آنها، نسل انسان تكثير يافت.
در اين باره روايت زير از امام صادق عليه السلام نقل شده است:
پس از آنكه خداوند، حوّا را خلق نمود، آدم عرض كرد:
- پروردگارا! اين پديده نيكو (حوّا) چيست كه دوست دارم در كنارش باشم و به او بنگرم؟
- اى آدم! اين كنيز من حوّاست. آيا مىخواهى مأنوس، همراه، همزبان و مطيع فرمان تو باشد؟
- پروردگارا، بلى، من در ازاىِ اين نعمت همواره به شكر و سپاس تو خواهم پرداخت.
- او را از من خواستگارى كن؛ زيرا وى كنيز من و برآورنده نياز جنسى توست و شايستگى همسرى تو را دارد.
- من او را از تو خواستگارى مىكنم، در اين مورد به چه رضايت مىدهى؟ (چه مَهرى بر او تعيين مىكنى؟)
- رضايت و خشنودى من به اين است كه برنامههاى دين و آيينم را به او بياموزى.
- پروردگارا! اگر تو چنين خواسته باشى، من نيز آن را مىپذيرم.
- اين خواست و اراده من است. حوّا را به ازدواج تو درآوردم، پس او را در بر بگير. «٢»