اخلاق خانواده(ج2)

اخلاق خانواده(ج2) - رضانزاد و فاخری - الصفحة ١٤١

بار مى‌آورد، كه براى ديگران حقى نمى‌شناسد، آسايش را از پدر و مادر سلب مى‌كند، به برادر و خواهر و خويشان و دوستان و همسايگان اذيت و آزار مى‌رساند، غرايز و خواسته‌هاى او به افراط مى‌گرايد و او را به فساد و تباهى مى‌كشاند، تمايلات وى عنان گسسته مى‌شود و در آينده‌اى نه‌چندان دور غلام حلقه به گوش شهوات خواهد شد.
كودكى كه آزادى مطلق داشته باشد، حق دخالت و نظارت پدر و مادر را ضايع خواهد كرد، آنچه را كه او به نفع خود تشخيص دهد، عمل مى‌كند و اين امر بتدريج سبب مى‌شود كه او از برخورد با واقعيتهاى زندگى خوددارى نمايد و پا را از گليم خود درازتر كند. «١» ناگفته نماند كه كودك بايد در سايه برخورد منطقى و رفتار حساب شده پدر و مادر به رعايت ضوابط در محيط خانواده عادت كند و با واگذارى مسؤوليت به تناسب رشد، سن و سال، جنس، درك و فهم، قدرت جسمانى و ظرفيت روحى به انجام كارهاى قانونمند تشويق گردد. علاوه بر آن، رعايت حدود آزادى با رشد تدريجى كودك سازگار است، چون كودك با طبع آزاد خود ميل دارد، هر جا كه مى‌خواهد برود و هر چه را كه مى‌بيند بردارد و هر چيزى را كه مايل است بخورد و از مزاحمت مربّى داناى خود خشمگين مى‌گردد. ولى وقتى از بلندى پرت مى‌شود و آسيب مى‌بيند، وقتى دست به آتش مى‌زند و مى‌سوزد، وقتى خود را به آب مى‌افكند و نفسش قطع مى‌شود، وقتى كه بر اثر غذاى نامناسب دچار بيمارى شده و از درد و تب اظهار ناراحتى مى‌كند، مى‌فهمد آن طورى كه مايل است آزاد نيست و نمى‌تواند به همه خواسته‌هاى خود جامه عمل بپوشاند. او به هر نسبتى كه رشد مى‌كند و فهمش افزايش مى‌يابد به محدوديت خود بيشتر پى مى‌برد. «٢» از نظر تعاليم دينى، كودك بايد از بردگيها و قيدهاى بى‌حساب آزاد باشد، كسى از او توقع نامشروع نداشته باشد، خود را ارباب و صاحب اختيار او نداند و در راه پيشروى او به سوى خواسته‌هاى بحق كودكانه‌اش، مانعى ايجاد نكند. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله براى نفى‌