اخلاق خانواده(ج2)

اخلاق خانواده(ج2) - رضانزاد و فاخری - الصفحة ١٤٠

آزادى كودك‌ يكى ديگر از عوامل رشد كودك كه در اعتماد به نفس، استقلال و شخصيت فردى و اجتماعى او تأثير بسزايى دارد، آزادى كودك در انجام كارهاى كودكانه، رهايى او از ضوابط خشك و بى‌روح و مقررات دست و پاگير و غيرضرورى است. كودكان بايد آزاد باشند تا بتوان اخلاق خانواده(ج‌٢) ١٤٤ پرورش استعدادها ص : ١٤٣ ند جست و خيزى داشته، با حركت و تلاش جهت اهداف مورد نظر، به رشد جسمانى و شادابى لازم دست يابند.
البته آزادى كودك به معناى بى‌بند و بارى، عصيانگرى، قانون شكنى و فرار او از محدوديتها و قوانين اجتماعى نيست، بلكه به معناى فقدان اجبارهاست.
كودك براى رفع دشواريها و نيازهاى فردى و به راه انداختن فكر و اراده، و تجربه‌آموزى و دفاع از خويشتن نياز ضرورى به آزادى دارد و اگر از آزادى لازم برخوردار نباشد و هميشه تحت انضباط شديد پدر و مادر قرار گيرد و چرخ عمل و انديشه او با زنجيرهاى گوناگون بسته شود، از رشد طبيعى خود بازمانده، دچار ركود و عقب ماندگى مى‌شود و ضربه اساسى به سعادت و خوشبختى او وارد مى‌آيد.
الف- حدود آزادى كودك‌ گرچه آزادى كودك دامنه‌اى وسيع دارد و شامل آزادى جسم و روح، فكر و عقيده، معاشرت و رفاقت، بازى و استراحت و ... مى‌شود و هر يك از آنها براى مجموعه شخصيت كودك مايه رشد و كمال است، ولى آزادى مطلق براى كودكان پسنديده نيست.
همان‌گونه كه سلب آزادى و محدوديتهاى افراطى در آزادى براى كودك زيانبخش است و موجبات سركوبى خواسته‌ها، تسليم او، ايجاد خشونت، از كار افتادن ابتكار و فراهم آمدن زمينه ناراحتى عصبى او مى‌شود، آزادى مطلق نيز براى او زيانبار است، چون چنين روشى موجب پديد آمدن تزلزل در رفتار، از بين رفتن آزادى ديگران و ايجاد هرج و مرج در بين كودكان مى‌گردد.
آزادى بيش از حدّ در انجام كارها، كودك را فردى خودخواه، ديكتاتور و زورگو،