اخلاق خانواده(ج2) - رضانزاد و فاخری - الصفحة ١٥٥
- مسأله طلاق، متاركه، اختلافات خانوادگى، نزاعها و كشمكشهاى پدر و مادر.
- خستگى افراطى، كمخوابى، بيخوابى، دلواپسى، بيمارى، تحمّل درد مداوم.
- احساس فشار و تحميل در زندگى، بويژه تحميلى كه امنيت او را به خطر اندازد و آرامش روانى او را بر هم زند.
- يكنواختى زندگى و عدم تنوّع كه ضمن از بين بردن شادابى و نشاط بر ملال خاطر مىافزايد.
- عدم موفقيت مداوم در انجام كارها.
- مواجه بودن با فقر و محروميت غير قابل علاج بگونهاى كه كودك معنى و مفهوم فقر را لمس كند.
- احساس بىپناهى هنگام درد و بيمارى و در موقعى كه كودك نياز به حمايت دارد. «١» ج- اعتماد به نفس كودك بايد به اتّكاى توان و امكاناتش به انجام كارها بپردازد و با پرورش اراده و اعتماد به نفس، عزّت و بزرگوارى خود را حفظ نموده، با اطمينان و جرأت، تصميم گيرد.
پدر و مادر بايد مقدّمات ايجاد اعتماد به نفس- از قبيل آگاه كردن كودك نسبت به تواناييهاى خود، و بر ملا نكردن عيبهايش و ايجاد برنامه در زندگى و نظم در امور- را براى كودك فراهم كنند.
آشنا سازى كودك با مشكلات و سپردن مسؤوليت، تشويق و تشجيع وى براى پيشروى به سوى انجام كار، تأييد و تحسين كودك براى ارضاى غرور و سربلندى او و تكيه به دانايى و توانايى كودك در تسلّط بر خود، از جمله راههاى ايجاد اعتماد به نفس در كودكان به شمار مىرود.
با اعتماد به نفس، پيشرفت در امور، سريعتر حاصل مىشود و آدمى براساس مسؤوليت فردى براى سعادت و خوشبختى خود انجام وظيفه مىكند و در حقيقت به مقدار اعتماد به نفس، به فضيلت و ارزش دست مىيابد.