اخلاق خانواده(ج2)

اخلاق خانواده(ج2) - رضانزاد و فاخری - الصفحة ١٤٢

مقررات و محدوديتهاى بى‌مورد در دوران طفوليت و برخوردارى كودكان از آزادى فرمود:
«الْوَلَدُ سَيِّدٌ سَبْعَ سِنينَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنينَ وَ وَزيرٌ سَبْعَ سِنينَ» «١» كودك هفت سال اول فرمانده، هفت سال دوم فرمانبردار و هفت سال سوم مشاور و ياور پدر و مادر ا ست.
ب- شرايط و موانع آزادى كودك‌ آزادى كودك بايد به تناسب محيط زندگى، روحيه و مصلحت فردى و خانوادگى او باشد. از اين رو، پدر و مادر در آزاد گذاشتن كودك بايد حدّ وسط از افراط و تفريط را ملاحظه كنند و شرايط زير را در نظر بگيرند:
١- آزادى در زمينه غرايز، شهوات، تمايلات نفسانى، مشروط و مقيد باشد.
٢- اعطاى آزادى به ميزان لياقت و ظرفيت كودك باشد.
٣- ارضاى خواسته‌ها با استفاده از آزادى تحت كنترل و نظارت پدر و مادر باشد.
٤- تناسب سنّ، جنس، درك، استعداد كودك در اعطاى آزادى بايد مورد نظر باشد.
٥- تشخيص عقلانى كودك در زمينه رفع نياز فردى او، حدّى براى آزادى او خواهد بود.
٦- آزادى كودك بايد در شرايط و امكاناتى صورت گيرد كه او را نيرومندتر، در برابر امور مقاومتر و در تصميم‌گيريها و به كار بردن تصميمات موفقتر سازد.
با تلاش در تأمين آزادى كودك، بايد كوشش نمود كه موانع آزادى و كارهايى كه باعث سلب آزادى او مى‌گردد، برطرف شود. برخى از موانع آزادى مشروع و متناسب كودك بدين شرح است:
١- افراط در محبّت كه زمينه را براى وابستگى شديد و اسارت كودك فراهم مى‌آورد.
٢- اسير تمايلات و خواسته‌ها شدن بگونه‌اى كه هر چه دلش خواست عمل كند. اين كار، در مراحل بعدى موجبات گناه را فراهم مى‌آورد.
٣- سوء استفاده از آزاديهاى اعطايى و بهره‌مندى غلط و نادرست از آن، كه مانعى براى دستيابى به آزاديهاى بعدى است.