اخلاق خانواده(ج2)

اخلاق خانواده(ج2) - رضانزاد و فاخری - الصفحة ١٠٩

احساسات و سخنان همسرش نداشته باشد و از روى بى‌اعتنايى با او برخورد كند.
البته برترى در بعضى از صفات و ويژگيها، انسانهاى وارسته را به سوى غرور و بى‌اعتنايى به همسر سوق نمى‌دهد، بلكه اين انسانهاى كم‌ظرفيت هستند كه بر اثر برتريهاى واقعى يا خيالى چنان غرور و سركشى پيدا مى‌كنند كه نمى‌توانند هيچ دركى از موقعيت و مسؤوليت همسر خود داشته باشند. اين گونه افراد در واقع گرفتار صفت ناپسند تكبّر و خودبرتربينى هستند، ذليلند و خود نمى‌دانند. امير مؤمنان عليه السلام حالت آنان را چنين ترسيم مى‌كند:
«التَّكَبُّرُ فِى الْوِلايَةِ ذُلٌّ فِى الْعَزْلِ» «١» خود بزرگ بينى در سرپرستى و ولايت، خوارى در انزواست.
چنين افرادى در چشم ديگران و حتى همسران تحقير شده خود، هيچ‌گونه ارج و منزلتى ندارند؛ زيرا به فرموده همان حضرت:
اخلاق خانواده(ج‌٢) ١١٤ ٦ - وظايف اختصاصى همسران ص : ١١٢ «تَكَبُّرُ الْمَرْءِ يَضَعُهُ» «٢» خودبزرگ‌بينى مرد، او را كوچك مى‌كند.
شخص خودبين، فقط به فكر خواسته‌ها و منافع خويش است و به صورت جدّى به نيازها و مسائل شخصى و خانوادگى شريك زندگى‌اش نمى‌انديشد. بنابراين، خودبينى مانع اساسى درك همسر است و تا اين مانع بزرگ از بين نرود، انسان قادر به درك همسر خويش نخواهد بود. و در اين صورت، خودبينى انسان محصولى جز ايجاد اختلاف و افزايش كينه و مشكلات خانوادگى نخواهد داشت. همان امام فرمود:
«ثَمَرَةُ الْعُجْبِ الْبَغْضاءُ» «٣» نتيجه خودبينى، دشمنى [و كينه‌] است.