اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ٧١ - اسباب بدگمانى
اسباب بدگمانى
چه كارهايى موجب بدگمانى ديگران مىشود؟ به عبارت ديگر، اسباب بدگمانى، نسبت به ديگران چيست؟
در پاسخ اين پرسش بايد گفت: اسباب بدگمانى دوگونه است؛ گاهى در «گمانه زن» است و گاه در «مظنون»، نوع اول عبارت است از:
١- ابتلاى انسان بدگمان به ضعف و ناهنجارى خاص، او را به گمانه زنى درباره ديگران وا مىدارد و به عبارت ديگر: «كافر همه را به كيش خود پندارد.»
امام على عليهالسلام:
«الشَّريرُ لا يَظُنَّ بِاحَدٍ خَيْراً لِانَّهُ لا يَراهُ الَّا بِطَبْعِ نَفْسِهِ»[١]
انسان شرور، به ديگران گمان خير نمىبرد چون آنان را نيز با سرشت خويش مىسنجد.
٢- شتابزدگى و نسنجيده اقدام كردن نيز موجب بدگمانى مىشود؛ انسانى كه در قضاوتهاى خود، شتابزده است، به اعمال ديگران به ديده ترديد مىنگرد و با سرعت و عجله آن را حمل بر بدى مىكند. همان امام همام مىفرمايد:
«قَلَّ ما يُصيبُ رَأْىُ الْعُجُولِ»[٢]
ديدگاه شتابزده كمتر به صواب مىرسد.
٣- بىايمانى يا ضعف ايمان نيز سبب بدگمانى مىگرددچنانكه همان حضرت مىفرمايد:
[١] - شرح غررالحكم، آمدى، ج ٢، ص ٧٦
[٢] - همان مدرك، ج ٤، ص ٤٩٦