اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ٧٣ - اسباب بدگمانى
همچنين اميرمؤمنان (ع) فرمود:
«مَنْ دَخَلَ مَداخِلَ السُّوءِ اتُّهِمَ، مَنْ عَرَضَ نَفْسَهُ التُّهْمَةَ فَلايَلُو مَنَّ مَنْ اساءَ بِهِ الظَّنَّ»[١]
هر كس به جاهاى بد، وارد شود، متهم مىشود. كسى كه خود را درمعرض تهمت قرار دهد، پس ملامت نكند، كسى را كه به او گمان بد برده است.
روايت شده است كه روزى رسول خدا (ص) با همسر خود، صفيه، دختر «حى بن اخطب» مشغول حرف زدن بود، مردى ازانصار از آنجا عبور مىكرد. رسول خدا (ص) او را صدا زد و فرمود: اى فلانى! اين زن، همسرم صفيه است (يعنى مبادا گمان بد به ذهنت خطور كند).
مرد انصارى گفت: اى رسول خدا! مگر ما جز گمان خوب، تصور ديگرى نسبت به شما مىتوانيم داشته باشيم؟ حضرت فرمود: شيطان، همانند خون در بدن فرزند آدم جريان دارد و من ترسيدم بر تو وارد شود (يعنى نسبت به من سوء ظن پيدا كنى).[٢]
٢- همنشينى با اشرار؛ به طور معمول، انسانهاى بدكردار و شرور، نسبت به صالحان و درستكاران. ساكت نيستند، بلكه مىكوشند از آنان عيبجويى كنند و اگر ضعف كوچكى در آنان بيابند آن را بزرگ كنند واگر نقطه ضعفى نديدند برايشان بتراشند.
همنشينى با چنين افرادى سبب مىشود انسان به افراد شايسته بدبين شود و رفتار و تفكرات آنان واژگونه تفسير و تحليل گردد و كار نيك آنان زشت جلوه كند.
اميرمؤمنان سلام الله عليه مىفرمايد:
«مُجالَسَةُ الْاشْرارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِّ بِالْاخْيارِ»[٣]
همنشينى با بدان، بدگمانى به خوبان را در پى دارد.
[١] - بحارالانوار، ج ٧٨، ص ٩٣
[٢] - جامع السعادات، ج ١، ص ٣١٨، ص ٣١٩
[٣] - بحارالانوار، ج ٧٤، ص ١٩٧