اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١٠٦ - نتيجه ناسپاسى
گفت: اى مولاى من! من از دست تو چيزهاى شيرين بسيار خوردهام، اگر يك بار چيز تلخ بخورم چه مىشود؟![١]
نتيجه ناسپاسى
بدون شك، نتيجه شكر و سپاس و نيز كفران و ناسپاسى به خودانسان بازمىگردد.
قرآن كريم از زبان حضرت سليمان چنين مىگويد:
«مَنْ شَكَرَ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ رَبّى غَنِىٌّ كَريمٌ»[٢]
هر كس شكر گذارد، به سود خود شكركرده است و هر كس ناسپاسى كند به درستى كه پروردگار من بى نياز و بزرگوار است.
كفران نعمت، نتايج ناگوارى در پى دارد كه بعضى از آنها بدين قرار است:
١- زوال نعمت: سريعترين نتيجهاى كه ناسپاسى را براى انسان به بار مىآورد، زوال و از دست رفتن نعمت است. در اينجا به نمونهاى از قرآن كريم اشاره مىكنيم:[٣]
قوم سبا در سرزمين يمن در سايه نعمتهاى الهى، زندگى خوش و خرّمى داشتند و ساليان سال در سلامت و عافيت مىزيستند، ولى در برابر پيامبران مخالفت وايستادگى كردند وسپاس نعمتهاى خدا را به جانياوردند. خداوند نيز با فرستادن سيلى ويرانگر ناسپاسى ايشان را پاسخ داد. قرآن داستان آنها را چنين نقل مىكند:
«مردم سبا را در مسكنشان (وطنشان) نشانهاى بود؛ دو رشته باغ داشتند، درجانب راست و چپ (به آنان گفته شد) از آنچه پروردگارتان به شما روزى كرده است، بخوريد و شكر او را به جا آوريد. شهر خوش و پاكيزه و پروردگارى آمرزنده است. (ولى آنان) اعراض كردند، ما نيز سيل ويرانگر را بر آنها فرستاديم و دو رشته باغ آنها را به دو رشته باغى بدل كرديم، با ميوههاى تلخ و شوره گز واندكى سدر. آنان را چون ناسپاس بودند چنين كيفر داديم. آيا ما جز ناسپاسان را كيفر مىكنيم؟»[٤]
[١] - رنگارنگ، ج ١، ص ٧٢
[٢] - نمل، آيه ٤٠
[٣] - گناهان كبيره، شهيد دستغيب، ص ٣٠٥- ٣٠٦، تلخيص
[٤] - سباء، آيات ١٥- ١٧