اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١٠٣ - تناسب نعمت و شكر
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»[١]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد از آن پاكيزههايى كه روزى شما كردهايم بخوريد و اگر خدا را مىپرستيد، سپاسش را به جاى آوريد.
شايان ذكر است؛ همانگونه كه نعمتهاى خدا بى انتهاست، سپاسگزارى از آنها نيز در حدّ محال است و انسان هرگز نمىتواند از عهده شكر نعمتهاى الهى بر آيد و بايد با اظهار عجز به درگاه ربوبى در حد توان خويش به سپاس ايستد و ازاو قدردانى كند.
كمترين سپاسى كه انسان بايد به جاى آورد اين است كه نعمتهاى خدا را در راه نافرمانى او به كار نگيرد زيرا چنين كارى منتهاى ناسپاسى است. امير مؤمنان صلوات الله عليه مىفرمايد:
«مَنِ اسْتَعانَ بِالنِّعْمَةِ عَلَى الْمَعْصِيَةِ فَهُوَ الْكَفُورُ»[٢]
كسى كه نعمت را در نافرمانى خدا به كار گيرد، بسيار ناسپاس است.
تناسب نعمت و شكر
سپاسگزارى بايد با نعمت، مناسبت داشته باشد و هر نعمتى را به فراخور خود قدر بدانيم؛ بطور مثال: شكر نعمت وحى و نبوت، پيروى از آنهاست.
- سپاسگزارى از رهبران معصوم و جانشينان آنها به كارگيرى دستورات آنهاست.
- قدردانى از نعمت فكر و انديشه، تفكر صحيح وخدمت به جامعه اسلامىاست.
- شكرنعمت سلامتى جسم و جان، اطاعت وفرمانبردارى از خدا و خدمت به اجتماع است.
- سپاس نعمت پدر و مادر، خوشرفتارى و خدمتبه آنها استفاده از تجارب
[١] - بقره، آيه ١٧٢
[٢] - شرح غررالحكم، آمدى، ج ٥، ص ٢٥٨