اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ٨٢ - الف - ذكر زبانى
«منظور از ذكر خدا، گفتنِ «سُبْحانَ اللَّهِوَالْحَمْدُلِلَّهِ وَلاالهَ الَّا اللَّهُ وَاللَّهُ اكْبَرُ» نيست، گرچهاينها هم ذكر است- بلكه مقصود آن است كه اگر انسان با حرام خدا روبه روشد، ياد خدا او را از آن باز دارد.»[١]
امام صادق عليهالسلام از رسول خدا صلىالله عليهوآله نقل كرده كه فرمود:
«هر كسى كه اوامر خدا را اطاعت نمود واز گناهان پرهيز كرد، همانا او ذاكر خداست، گرچه نماز و روزه (مستحبى) و قرائت قرآن او، اندك باشد و هر كس كه معصيت ونافرمانى خدا نمايد، خدا را فراموش كرده، گرچه نماز و روزه و تلاوت قرآن او بيش از حد معمول بوده باشد.»[٢]
از اين احاديث. بخوبى روشن مىشود كه منظور از ذكر، تنها ذكر زبانى نيست، گرچه ذكر زبانى هم ذكر بوده در مكتب اسلام داراى اهميّت است، لكن مقصود حقيقى از ذكر خدا، رسيدن به درجهاى از ايمان واعتقاد است، كه انسان بر اثر آن، پيوسته خود را زير نظر خدا دانسته، و در نهان و آشكار، او را شاهد و نظار اعمالش بداند و از زشتيها دورى گزيده و وظايف خود را برابر او انجام دهد به عبارت ديگر، حقيقت ذكر، توجه قلبى به خداوند متعال است كه دراعمال انسان پرتو افكند.
انواع ذكر
ذكر خدا انواعى دارد كه برخى از آنها را در زير مىآوريم:
الف- ذكر زبانى:
ذكرزبانى به جا آوردن حمد و ثناى الهى، نجوا كردن (آهسته حرف زدن)، درد دل كردن، درخواست كمك از درگاه خداى سبحان و پناه بردن از شر شياطين انس و جن به آن بارگاه مقدس است.
[١] - بحارالانوار، مجلسى، ج ٩٣، ص ١٥١
[٢] - همان مدرك، ص ١٥٦