اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١١٤ - خوف برتر است يا رجا؟
براستى آنان پيشى گيرندگان در خوبيها بودند و ما را از روى اميد و بيم مىخواندند و در برابر ما خاشع و فروتن بودند.
امام صادق عليهالسلام از پدر بزرگوارش چنين نقل مىكند:
«هيچ بنده مؤمنى نيست، مگر اينكه در قلب او دو نور است: نور خوف (از گناهش كه مبادا خداوند متعال او را كيفر دهد) و نور اميد (به رحمت، فضل و آمرزش الهى كه اورا مىبخشد) كه اگر اين دو نور با هم سنجيده شود، هيچ يك بر ديگرى زيادتى نكند»[١]
خوف برتر است يا رجا؟[٢]
اگر بر قلب انسان، درد غفلت از مكر و عذاب خدا و غرور تكيه بر لطف خدا غالب بود، در اينجاخوف، برتر و لازمتر است و اگر نااميدى از رحمت خدا بر قلب او غالب بود، اميدوارى بهتر است. در رابطه با مؤمن متّقى كه ظاهر و باطن و آشكار و نهان او ازاعمال ناپسند منزه است، بهتر آن است كه خوف و رجا در قلب او متساوى و متعادل باشند.
اينكه مىبينيد، در بسيارى از مردم، اميدوارى به بخشش وعفو خداوندى بيش از ترس از عذاب الهى است، به جهت كمى معرفت و مغرور شدن به لطف و عنايت خداست.
در حالى كه در مورد زندگى قبل از مرگ چنين كسانى، بهتر آن است كه خوف، بيش از رجا باشد و در لحظات مرگ آنان، بهتر است رجا و خوش گمانى آنان بيش از خوف باشد، چرا كه خوف، نقش شلاق را در وادار كردن به كار دارد، در حالى كه به هنگام مرگ كار از كار گذشته و موقع عمل به اتمام رسيده است. پس در آنجا، ترس ديگر كار بردى ندارد؛ زيرا رگهاى حيات بريده شده و زمان مرگِ وى فرا رسيده است. ولى در چنين موقعيتى، رجا و اميد به خدا قلب را تقويت كرده، خدا را در نظرش دوست داشتنى جلوه مىدهد، خدايى كه تمام اميد و آرزوى انسان به اوست.
[١] - اصول كافى، ج ٣، ص ١١٤
[٢] -« بنيادهاى اخلاق اسلامى»، سيد عبدالله شبّر، ترجمه على مشتاق عسكرى، ج ٢، ص ٥٠٨- ٥١٠، شفق، با اندك تغيير