اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١٢٤ - ب - ناخالصىها و گناهان
حضرت به وى پاسخى نداد و خود به طايف رفت، رهبرى عمليات را به عهده گرفت و دشمن را محاصره كرد.[١]
عوامل فرار از نبرد
فرار از نبرد عواملى دارد، كه در اينجا به بيان دو عامل بسنده مىكنيم:
الف- ضعف ايمان:
قوت ايمان به خدا، قيامت و پاداش الهى، انسان را به پايدارى در دفاع از دين خدا و قلمرو اسلام و استقلال مسلمانان وادار مىسازد. طبعاً هر چه ايمان قويتر باشد اين پايدارى بيشتر است و هر چه درجه ايمان سستتر و ضعيفتر باشد اين پايدارى كمتر است تا جايى كه در بعضى از شرايط سخت نبرد افراد ضعيف الايمان مقاومت خود را از دست مىدهند و فرار مىكنند و سستى ايمان بعضى مانع ورود آنان به صحنه نبرد مىشود. از اين گونه ضعف ايمان در بعضى آيات تعبير به نفاق شده، منافق در همه موارد استعمال قرآنى كسى نيست كه به آنچه مىگويد هرگز ايمان ندارد، بلكه در بعضى موارد به كسى كه ايمان قلبى به خدا و رسول دارد؛ اما قوت ايمان او در حدّى نيست كه او را به ايثار جان و مال وا دارد نيز منافق گفته شده است. به عنوان نمونه قرآن كريم مىفرمايد:
«... وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً»[٢]
گروهى از منافقان (براى برگشت از ميدان جنگ) از پيامبر اجازه خواسته، مىگفتند: خانههاى ما ديوار و حفاظى ندارد. در صورتى كه دروغ مىگفتند و مقصودشان تنها فرار از جبهه جنگ بود.
ب- ناخالصىها و گناهان:
قرآن كريم با اشاره به فرار عدهاى از جنگ احد كه كار
[١] - ر. ك. مجمع البيان، ج ٥، ص ١٩، بحار الانوار، ج ٢١، ص ١٦٣
[٢] - احزاب، آيه ١٣