اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ٢٥ - الف - احساس عشق و دلگرمى
غيبى و مانند آن) طورى آنان رادگرگون، و مشتاق فضايل انسانى، كمال معنوى و قرب الهى كرده كه به آسانى فرمانبردار فرمانهاى الهى و بزرگان دين مىشوند. ريشه اين فضايل در روح انسان به امانت نهاده شده و در اخلاق و رفتار او تجلّى مىيابد.
على عليهالسلام مىفرمايد:
«أَلْايمانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَإِقْرارٌ بِاللِّسانِ وعَمَلٌ بِاْلْأَرْكانِ»[١]
ايمان شناختى است با قلب، اقرارى است با زبان و عملى است با اندام.
همچنين مىفرمايد:
«اصْلُ الْايمانِ، حُسْنُ التَّسْليمِ لِامْرِاللَّهِ»[٢]
ريشه ايمان، خوب تسليم شدن در برابر فرمان خداست.
آثار ايمان
ايمان، سبب پيدايش صفات اخلاقى و پايدارى آن در فرد و اجتماع مىشود و آثار بسيار مهمّى در سعادت انسان دارد. اينك بعضى از آن آثار را بيان مىكنيم:
الف- احساس عشق و دلگرمى:
كسى كه ايمان به خدا دارد و مىداند تمام كارهايش زير نظر است و هيچ عملى از او نابود نمىشود و خدا با قيمت بهشت و رضوان، خريدار تلاش اوست و حتى گاهى بدون تلاش و تنها به خاطر حُسن نيّت انسان، اجر و پاداش مرحمت مىكند؛ چنين شخصى، در راه كسب فضايل و رسيدن به سعادت و رضاى خدا، با عشق و دلگرمى، زندگى مىكند و از اين همه تلاش و كوشش، احساس لذّت مىكند.[٣]
[١] - نهج البلاغه، فيض، حكمت ٢١٨، ص ١١٨٦
[٢] - شرح غررالحكم، آمدى، ج ٢، ص ٤١٦، دانشگاه تهران
[٣] - مجموعه درسهايى از قرآن، محسن قرائتى، ص ٢٢، مؤسسه در راه حق، با اندك تغيير