اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١١٠ - مفهوم خوف
آرزومند بهشت، از خداوند باشد.»[١]
به امام صادق عليهالسلام گفتند: گروهى از پيروان شما درحالى كه نامه اعمال خود را به وسيله گناه سياه كردهاند، مى گويند: ما اميدواريم! حضرت فرمود:
دروغ مىگويند، آنها پيروان ما نيستند. آنها گروهى هستند كه آرزوها ايشان را به اين سو و آن سو مىبرد. هر كسى كه اميد چيزى را داشته باشد، به خاطر آن كوشش مىنمايد و هر كس از چيزى بترسد، از آن مىگريزد.[٢]
امام زين العابدين عليهالسلام نيز در مناجاتش به درگاه الهى عرض مىكند:
«... وَ اعُوذُ بِكَ مِنْ ... رَجاءٍ مَكْذُوبٍ»[٣]
... (خداوندا!) از رجاى دروغين به تو پناه مىبرم.
مفهوم خوف
«خوف» در لغت به معناى ترس، بيم و هراس بوده[٤] و دراصطلاح عبارت است از آنكه قلب، به جهت نگرانى از حوادث ناخوشايندى كه در آينده نزديك تحقق مىيابد، به درد آيد و بسوزد.
انسان بايد ازخدا بترسد و دل مؤمن بايد لبريز از اين گونه ترس باشد؛ البته ترس ازخدا از آن جهت نيست كه خدا- نعوذ بالله- موجود ترسناكى است، ترس از خدا معانى و مراتبى دارد. يك معناى ترس از خدا، ترس از خشم خدا و عذاب خدا در دنيا و آخرت است و منشأ خشم و عذاب الهى، نافرمانى بشر است. انسان اگر از قدرت برترى بترسد نافرمانى
[١] - محجّةالبيضا، فيض كاشانى، ج ٧، ص ٢٥٠، بيروت
[٢] - اصول كافى، ج ٣، ص ١١١
[٣] - بحارالانوار، ج ٩٤، ص ١٥٦، اسلاميه
[٤] - لغت نامه دهخدا، واژه خوف