اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ١٥٠ - ج - پيروزى دشمن
مسلح، مملكت متزلزل است. بنابراين اگر بخواهيد مملكت ايران يك مملكتى باشد كه بتواند روى پاى خودش راه برود و بتواند ان شاءالله، آتيه خودش را به طور شايسته انجام بدهد و اصلاح بكند، اوّل بايد اين قواى مسلّح تحت نظم بيايند.»[١]
ب- هزيمت سپاه:
ماهنوز طعم تلخ ناكامى جنگ احدو صفين و پيمان صلح با معاويه را دركام داريم و همه مىدانيم كه يكى از علل اساسى شكست در «احد»، «حكميت صفين» و «صلح با معاويه» بى نظمى و تمرّد نيروها بود؛ اميرمؤمنان عليهالسلام از روحيه تمرّد و عصيانگرى نيروهاى تحت امر خودش با تلخى ياد مىكند و مىفرمايد:
«قاتَلَكُمُ اللَّهُ لَقَدْ مَلَأْتُمْ قَلْبى قَيْحاً وَ شَحَنْتُمْ صَدْرى غَيْظاً وَ جَرَّ عْتُمُونى نُغَبَ التَّهْمامِ انْفاساً وَ افْسَدْتُمْ عَلَىَّ رَأْيى بِالْعِصْيانَ و الْخِذْلانِ ...»[٢]
خدا شما را بكشد كه دلم را سخت چركين كرديد و سينهام را از خشم آكنده و همواره با هر نفسى اندوهم خورانديد و با نافرمانى وتمرّد، رأى و تدبيرم را تباه ساختيد.
پيرامون تمرّدونافرمانى نيروها و فرماندهان سپاه امام حسن مجتبى عليهالسلام نيز نوشتهاند:
«اين حركت دشمنى بار (تمرّد و فرار برخى از فرماندهان) فضاى مساعدى براى پديد آمدن روح تمرّد و نافرمانى ايجاد كرد به طورى كه اثر آن برگروههاى ديگرى از سپاه نيز سرايت كرد و جمعى از آنان به فكر فرار افتادند ... معاويه چندان كه مىتوانست در برانگيختن و سپس پختن و آنگاه توسعه دادن اين روح تمرّد ونافرمانى فعاليت مىكرد ... تا عاقبت توانست غرور و مناعت آنان را با مطامع مادّى بشكند ...»[٣]
ج- پيروزى دشمن:
اين فرجام ناميمون بطور طبيعى پس از پيامد دوّم به وقوع
[١] - صحيفه نور، ج ١٢، ص ٢٤٩- ٢٥٠
[٢] - نهج البلاغه، فيض، خطبه ٢٧، ص ٩٦
[٣] - صلح امام حسن، ترجمه حضرت آيت الله خامنهاى، ص ١٩٦- ١٩٧