اخلاق اسلامى - يوسفيان، نعمت الله؛ الهامي نيا، علي اصغر - الصفحة ٦٢ - چرا دعا كنيم؟
خود كوشا باشد، تفاوت آنها به اين است كه انسان غير معتقد به خدا به اسباب و وسايل رفع نيازمنديها به چشم استقلالى مىنگرد؛ اما انسان معتقد به خدا به چشم وسايط و راه كارهاى ارائه شده و ترتيب داده شده به وسيله خدا كه در تأثير گذارى خود از اراده خداى متعال مستقل نيستند.
چرا دعا كنيم؟
همان گونه كه در بحث اهميّت دعا از ديدگاه قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام روشن شد قدر و منزلت انسان نزد خدا و روح عبوديّت و بندگى به دعا، وابسته است.
كسى كه مىخواهد، بنده باشد، از بى بند و بارى و افسار گسيختگى، نجات يابد و گرداب حوادث روزگار وتوطئههاى شياطين به او آسيب نرساند، و كليد رستگارى دنيا و آخرت را داشته باشد، كسى كه مىخواهد درتمام زندگى، معشوقى داشته باشد كه همواره همدم اوباشد، در بن بستها، اميدبخش، درهنگام بلا و مصيبت، اضطراب و نگرانيها، آرامبخش روح و پناهگاه مطمئن او باشد، بايد دعا كند.
ممكن است گفته شود، ما مىتوانيم با كار و كوشش هر چه مىخواهيم بدست آوريم، همچنانكه جامعههاى غير معتقد به خدا ازاين راه نيازمنديهاى خود را بر طرف ساختهاند، بنابراين نيازى به دعا نيست.
در پاسخ بايد گفت: باكار و كوشش مىتوان بخشى از نيازهاى انسان يعنى نيازمنديهاى مادى او را تأمين كرد، امّا انسان موجودى است مركب از بعد مادّى و روحى و معنوى، حتّى كار و كوشش انسان براى رفع نيازهاى مادّى او نبايد خالى از توجه به بعد روحى ومعنوى او باشد و دعا تأمين كننده نيازهاى روحى ومعنوى انسان و تقويت كننده روح ومحتواى ارزشى نيازهاى مادى انسان است. هرگز دعا به معناى كنارنهادن كار و كوشش نيست، بلكه جهت دار كردن كار و كوشش و نيز جهت دار كردن رفع نيازهاى مادى انسان است، كار و كوشش براى رفع نيازهاى مادّى بدون دعا و عبادت، جهت مناسب را