قواعد و احکام حفاظت اطلاعات
(١)
پيشگفتار
٩ ص
(٢)
تشخيص عناوين ثانويه
١٤ ص
(٣)
تعريف عرف و كاربرد آن
١٦ ص
(٤)
ادله عناوين ثانويه
١٧ ص
(٥)
الف- حديث رفع
١٧ ص
(٦)
متن حديث
١٨ ص
(٧)
امتنانى بودن حكم
٢٠ ص
(٨)
ب- قاعده لا ضرر
٢٠ ص
(٩)
تعريف و معيار ضرر
٢١ ص
(١٠)
مقدمات استنباط
٢٢ ص
(١١)
نتيجه مقدمات
٢٧ ص
(١٢)
تعارض ضررين
٢٨ ص
(١٣)
خوردن و آشاميدن چيزهاى مضر در حال ضرورت
٣٠ ص
(١٤)
حلال بودن چيزهاى مضر در حال ضرورت
٣١ ص
(١٥)
واجبات ضررى
٣٢ ص
(١٦)
ج- اكراه
٣٣ ص
(١٧)
فرق بين اكراه و اضطرار در حديث رفع
٣٤ ص
(١٨)
محدوده اكراه
٣٥ ص
(١٩)
شأن نزول آيه
٣٦ ص
(٢٠)
اهانت به مقدسات
٣٦ ص
(٢١)
شك در اكراه
٣٨ ص
(٢٢)
صدق اكراه در صورت امكان توريه
٣٩ ص
(٢٣)
اعترافات اكراهى
٣٩ ص
(٢٤)
د- قاعده لاحرج
٤٢ ص
(٢٥)
تعريف قاعده
٤٣ ص
(٢٦)
محدوده قاعده و كاربرد آن
٤٤ ص
(٢٧)
انجام تكليف حرجى
٤٥ ص
(٢٨)
معيار حرج و تعميم قاعده
٤٦ ص
(٢٩)
ه- قاعده اضطرار
٤٨ ص
(٣٠)
انجام محرمات اضطرارى
٤٨ ص
(٣١)
استفاده اضطرارى از امكانات ديگران
٥٠ ص
(٣٢)
و- قاعده تقيه
٥٤ ص
(٣٣)
اقسام تقيه
٥٤ ص
(٣٤)
تقيه با وجود امكان فرار
٥٧ ص
(٣٥)
موارد استثنا
٥٩ ص
(٣٦)
ز- قاعده تزاحم
٦٠ ص
(٣٧)
تعريف و اقسام تزاحم
٦٠ ص
(٣٨)
مرجحات باب تزاحم
٦٣ ص
(٣٩)
تزاحم دو حكم در نماز
٦٦ ص
(٤٠)
ح- قاعده اصالة الصحة
٦٧ ص
(٤١)
تعريف
٦٧ ص
(٤٢)
جريان قاعده
٦٨ ص
(٤٣)
محدوده قاعده
٦٨ ص
(٤٤)
ممنوعيت افشاى سرّ
٧٤ ص
(٤٥)
جواز افشاى اسرار دشمن
٧٨ ص
(٤٦)
حفظ اسرار و يا افشاى آن در صورت تزاحم اهم و مهم
٧٨ ص
(٤٧)
حفظ اسرار از چه كسانى؟
٧٩ ص
(٤٨)
آخرين سخن
٨٢ ص
(٤٩)
عقوبت افشاى سر
٨٣ ص
(٥٠)
جايگاه و حريم مجاز و مشروع تجسّس
٨٩ ص
(٥١)
افراد يا گروههاى تحت مراقبت
٩١ ص
(٥٢)
مجازات جاسوس دشمن
١٠١ ص
(٥٣)
آيا در مقام كسب خبر ضرب و تهديد افراد جايز است؟
١٠٥ ص
(٥٤)
جست و جو و گرفتن اعتراف در حقوق اللّه
١١١ ص
(٥٥)
خاتمه
١١٥ ص
(٥٦)
تعريف و حرمت سوء ظن
١١٨ ص
(٥٧)
موارد جواز سوء ظن
١٢١ ص
(٥٨)
مفهوم دروغ
١٢٤ ص
(٥٩)
آيات و روايات مربوط به دروغ
١٢٥ ص
(٦٠)
دروغهاى جايز
١٢٦ ص
(٦١)
خلاصه بحث
١٣٠ ص
(٦٢)
تورية
١٣١ ص
(٦٣)
مفهوم غيبت
١٣٣ ص
(٦٤)
شنونده غيبت
١٣٦ ص
(٦٥)
موارد جواز غيبت
١٣٧ ص
(٦٦)
مفهوم حبس
١٤١ ص
(٦٧)
حبس از نظر اسلام
١٤٢ ص
(٦٨)
حقوق زندانى
١٤٥ ص
(٦٩)
متهم و حبس او
١٤٨ ص
(٧٠)
منابع
١٥١ ص

قواعد و احکام حفاظت اطلاعات - احمدیان، اسدالله - الصفحة ٥٦ - اقسام تقيه

ايَّاكُمْ انْ تَعْمَلُوا عَمَلًا نُعَيَّرُ بِهِ فَانَّ وَلَدَالسُّوْءِ يُعَيَّرُ والِدُهُ بِعَمَلِهِ كُونُوا لِمَنْ انْقَطَعْتُمْ الَيْهِ زَيْنًا وَ لا تَكُونُوا عَلَيْنا شَيْناً صَلُّوا فى عَشائِرِهِمْ وَعُودُوا مَرْضاهُمْ وَاشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ لا يَسْبِقُونَكُمْ الى شَىْ‌ءٍ مِنَ الْخَيْرِ فَانْتُمْ اوْلى بِهِ مِنْهُمْ وَاللَّهِ ما عُبِدَاللَّهُ بِشَىْ‌ءٍ احَبُّ إلَيْهِ مِنَ الْخَبْ‌ءِ، فَقُلْتُ وَ مَا الْخَبْ‌ءُ قالَ التَّقيَّةُ [١]

بپرهيزيد از اعمالى كه مايه ننگ و عار ما باشد، چه اينكه فرزند با اعمال زشت خود مايه عار پدر است. براى كسى كه پيرو او هستيد، مايه زينت و افتخار ما باشيد نه مايه ننگ و زشتى، در خانواده‌هاى آنان (منظور اهل سنت است) نماز بخوانيد، به ديدن مريضان آنان برويد، در تشييع جنازه‌هاى آنان شركت كنيد. آنان در كارهاى خير بر شما پيشى نگيرند، چه اينكه شما به كارهاى خير از آنان سزاوارتريد. به خدا قسم، خداوند به چيزى بهتر از «خَبْ‌ء» عبادت نشد، پرسيدم «خَبْ‌ء» چيست؟ فرمود: تقيه.

توضيح اينكه تقيه در جايى است كه شيعه بودن افراد براى اهل سنت معلوم نباشد و يا اگر معلوم است، آنها ندانند كه در اين مذهب چه اعمالى حلال و جايز و يا حرام است. براى مثال مى‌دانند كه شما شيعه هستيد، لكن نمى‌دانند شيعه چه موقع افطار مى‌كند، ولى اگر بدانند شما شيعه هستيد و يا بدانند كه شيعه چه وقت افطار مى‌كند، تقيه‌كردن وجهى ندارد. مهمتر اينكه در مواقعى كه عمل بر طبق مذهب شيعه، موجب حساسيت در ميان اهل سنت نگردد و آنها به طور طبيعى آن را تحمل كرده و واكنش نامساعد و ناخوشايندى نداشته باشند، تمسك به تقيه ضرورتى ندارد.


[١] . وسائل الشيعه، ج ١١، ص ٤٧١