قواعد و احکام حفاظت اطلاعات - احمدیان، اسدالله - الصفحة ٢٥ - مقدمات استنباط
همچنين دستورات قاضى را نيز بايد در قلمرو قضاوت اطاعت كنند، نه در مسائل حكومتى. گاهى هر دو مسؤوليت را به عهده يك نفر مىگذارند.
پيامبر اكرم ٦ افزون بر آن دو مسؤوليت، مسؤوليت قضاوت بين مردم و خاتمه دادن به اختلافات مردم را نيز دارا بود كه اين آيه ناظر به اين معناست: [١]
(فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فى انْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً) [٢]
نه چنين است، قسم به خداى تو كه اينان اهل ايمان نمىشوند، مگر آنكه در خصومت و نزاعشان تنها تو را حاكم كنند و آنگاه به هر حكمى كه (به سود يا زيان آنها) كنى هيچ گونه اعتراضى در دل نداشته و از دل و جان تسليم فرمان تو باشند.
چهبسا افرادى كه به زبان اعتراضى ندارند، ولى در دل هزاران اعتراض دارند و از نظر روحى مسأله را نپذيرفتهاند. نكته جالب توجه آيه اين است كه مىفرمايد: نه تنها بايد به زبان اعتراض نكنند، بلكه بايد در دل خود نيز تسليم باشند تا آن ايمان واقعى به خدا و پيامبر ٦ براى آنان حاصل شود.
مقدمه دوم: آنچه از پيامبر يا امير مؤمنان به لفظ «قَضى» و «حَكَمَ» و «امَرَ» و امثال آن وارد شده است، مقصود، بيان كردن حكم شرعى نيست و اگر در موردى چنين باشد، آن، ارشاد به حكم خداوند خواهد بود؛ زيرا پيامبر ٦ و امام ٧ نسبت به احكام خداوند حكمى ندارند. بنابراين، آنچه از پيامبر
[١] . الرسائل، ص ٥٠
[٢] . نساء( ٤)، آيۀ ٦٥