قواعد و احکام حفاظت اطلاعات - احمدیان، اسدالله - الصفحة ٣٥ - محدوده اكراه
اگر مقصود از اكراه آن الزامى باشد كه متوجه شخص مُكْرَه (اكراه شده) مىشود، باز از نظر مفهوم با اضطرار تباين دارد و ربطى به هم ندارند و از نظر مصداق بين اين حالت الزامى و اضطرار، عموم خصوص من وجه است، يعنى گاهى اضطرار با اكراه شخص حاصل مىشود- مثل اينكه بگويند اگر اين غذا را نخورى، تو را به شدت مىزنيم كه در اينجا شخص مضطر است غذا را بخورد، ولى اضطرار از ناحيه اكراه غير حاصل شده- و گاهى به خاطر نياز شخصى است، مثل انسانى كه به شدت گرسنه است و اگر غذا نخورد مىميرد يا به مرض شديد مبتلا مىشود. در اين صورت نيز مضطر است غذا را بخورد، ولى اين اضطرار به خاطر نياز خودش است.
گاهى هم اكراه است، ولى اضطرار نيست مثلاينكه به شخصى بگويند يا اين غذا را بخور يا اين مبلغ پول بده كه دادن آن مبلغ براى او مهم نيست.
در اين صورت اكراه هست، ولى اضطرار نيست. [١]
محدوده اكراه
(مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ ايمانِهِ الَّا مَنْ اكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْايمانِ وَ لكِنْ مَن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُم عَذابٌ عَظيمٌ) [٢]
هر آن كس بعد از آنكه به خدا ايمان آورده باز كافر شد؛ نه آنكه به زبان، از روى اجبار كافر شود و دلش در ايمان ثابت باشد. (مانند عمّار ياسر) بلكه به اختيار و با رضا و رغبت و هواى نفس دلش آكنده به ظلمت كفر گشت بر آنها خشم و غضب خدا و عذاب سخت دوزخ خواهد بود.
[١] . كتاب البيع، ج ٢، ص ٦٨
[٢] . نحل( ٦)، آيۀ ١٠٦