بررسی فقهی خروج از حاکمیت دینی - فرازی، صادق - الصفحة ١٠٧ - ٥ تطبیق موضوع مورد بحث با قوانین باب تزاحم
سه. احاديثى از امام حسين ٧:
١. ايها الناس، ان رسول الله ٦ قال: من رأى سلطاناً جائراً مستحلًا لحرم الله ناكثاً لعهد الله مخالفاً لسنة رسول الله ٦ يعمل فى عباد الله بالاثم والعدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لا قول كان حقاً على الله ان يدخله مدخله[١]
اى مردم، همانا پيامبر خدا ٦ فرمود: هر كس سلطان ستمگرى را مشاهده كند كه حرامهاى خدا را حلال شمرده، عهد و پيمانهاى خدا را شكسته، مخالف سنت رسول خدا ٦ رفتار مىكند و بر بندگان خدا با گناه و ستمگرى حكومت مىراند و با كردار و گفتار عليه وى نشورد، بر خداوند رواست كه او را به جايگاه همان سلطان ظالم بكشاند.
٢. الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهى عنه، ليرغب المؤمن فى لقاء الله محقا فانى لا ارى الموت الا شهادة و لا الحياة مع الظالمين الا برما. [٢]
آيا نمىبينيد كه به حق عمل نمىشود و از باطل جلوگيرى به عمل نمىآيد؟ در اين شرايط اگر مؤمن طالب ملاقات خداوند (خواستار مرگ خويش) باشد سزاوار است و من مرگ را جز شهادت و زندگى با ستمگران را جز خسارت و افسردگى نمىبينم.
چهار. حديثى از امام باقر ٧:
من مشى الى سلطان جائر فامره بتقوى الله و وعظه و خوفه كان له مثل اجر الثقلين الجن والانس و مثل اعمالهم. [٣]
كسى كه به مبارزه با حكومت ستمگرى برخيزد و او را به تقواى الهى فرمان دهد و او را موعظه كند و بترساند، پاداشى همانند پاداش ثقلين، جن و انس و همانند اعمال آنان خواهد داشت.
[١]تاريخ طبرى،ج ٤،ص ٣٠٤.
[٢]همان،ص ٣٠٥.
[٣]وسائل الشيعة،ج ١١،ص ٤٠٦.