بررسی فقهی خروج از حاکمیت دینی - فرازی، صادق - الصفحة ٣٨ - ١-٢ وظيف١٧٢٨ نصيحت نسبت به حاكم اسلامى
انجام معروف و ترك منكر را نشان دهد. و اين داراى درجاتى است؛ از جمله: بستن چشم، عبوس بودن و گرفتگى صورت، رو برگرداندن يا برگرداندن بدن، رها كردن و ترك مراودت با او. مرتبه دوم، امر و نهى با زبان، و مرتبه سوم، امر و نهى با دست است[١]
حال در فرض مورد بحث، در صورتى كه خروج از حاكميت را از قبيل يكى از درجات مرتبه نخست يعنى رها كردن بدانيم، بايد گفت مرتبه امر به معروف و نهى از منكر بلا شك رعايت شده است. ليكن در صورتى كه آن را از قبيل مرتبه سوم يعنى اقدام عملى و يدى بدانيم، در اين صورت مجاز بودن خروج از حاكميت منوط به اين است كه خروج كننده قبل از اين اقدام، مراتب قبلى را آزموده و از تأثير آنها مأيوس شده باشد.
١- ٢. وظيفه نصيحت نسبت به حاكم اسلامى
وظيفه نصيحت نيز يكى ديگر از وظايف مشترك بين امت و امام است. وظيفه ياد شده ايجاب مى كند كه افراد و گروهها نسبت به حكومت و حاكم اسلامى كمال خيرخواهى را داشته باشند و از هيچ اقدامى در اين راه دريغ نورزند.
حال، بايد ديد آيا ادله نصيحت و خيرخواهى نسبت به حكومت، شامل خروج كارگزاران حكومتى از حاكميت در راستاى عمل به وظيفه ياد شده مى گردد يا خير؟
در اينجا لازم است ابتدا، برخى از ادله نصيحت و خير خواهى را نسبت به حاكم اسلامى مرور كنيم:
يك. احاديثى از پيامبر ٦:
١. ثلاث لا يغلّ عليهن صدر مسلم: ... و مناصحة اولى الامر .... [٢]
سه چيز است كه قلب شخص مسلمان نسبت به آن خيانت نخواهد كرد: ... نصيحت به پيشوايان و رهبران مسلمين.
[١] همان،ص ٤٥٧-٤٦٠.
[٢] مسند احمد،ج ٣،ص ٢٢٥.