مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام - شیخیان، علی - الصفحة ٨٩
سپس صعصعه گزارش كار خود را تقديم آن حضرت نمود و گفت: آنها بيشتر به يزيد بن قيس ارحبى گرايش دارند. امام نيز به سوى اين گروه از خوارج حركت كرد و آنها را موعظه نمود. آنها هم كه شش هزار نفر بودند، با حضرت برگشتند. «١» بعد از آن، چون هنگام جنگ با خوارج سركش فرا رسيده بود، صعصعه از امام خواست كه اجازه بدهد تا او خوارج را نصيحت كند. آن حضرت فرمود: اشكالى ندارد، ولى از موعظه فراتر نرو. «٢» نصيحتهاى صعصعه بر آنها تأثير نگذاشت و وارد جنگ شدند. در اين جنگ، صعصعه توانست با يارى ابو ايوب، رهبر خوارج يعنى عبداللَّه راسبى را به قتل برساند و سر بريدهاش را نزد امام بياورد. «٣» صعصعه در زمان معاويه يارى امام (ع) توسط صعصعه و دوستى آنها سبب شده بود تا معاويه كينه صعصعه را در دل بگيرد. از اين رو، پس از شهادت امام على (ع) بارها او را آزار داد و از او خواست تا امام را بر فراز منبر لعن كند، ولى صعصعه بر منبر رفت و از مردم خواست تا معاويه را لعن كنند. «٤» بنا به گفته مسعودى، صعصعه از جمله ياران امام بود كه معاويه او را زندانى كرد. «٥» سرانجام، مغيره حاكم كوفه، به دستور معاويه، صعصعه را به بحرين و يا جزيره ابن كامان (بين عمان و بحرين) تبعيد كرد و وى در همان جا به دار باقى شتافت. «٦»