مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام

مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام - شیخیان، علی - الصفحة ١٧

امام چهره‌اى محبوب و كاردان به شمار مى‌آمد.
حضور در صحنه‌هاى نبرد: ١. جنگ جمل‌ جاريه در تمامى صحنه‌هاى جمل با زبان و شمشير حاضر بود و امير مؤمنان (ع) نيز وى را به فرماندهى تميم برگزيد. «١» هنوز نبرد جمل به مراحل حساس نرسيده بود كه به سوى شتر عايشه رفت و با فريادى رسا گفت:
... به خدا سوگند كشته شدن عثمان بسا آسانتر از اين بود كه از خانه‌ات بيرون آيى ...
همانا كه از جانب خداوند براى تو حرمت و پوششى بود، ولى تو پوشش خود را دريدى و حرمتت را شكستى. (اينك) هر كس جنگ با تو را روا داند كشتنت را نيز روا مى‌داند «٢» ٢. جنگ صفّين‌ پس از جنگ جمل امير مؤمنان به كوفه آمد و آنجا را مركز خلافت خود قرار داد. رؤساى قبايل، شيعيان و مردم براى خوشامدگويى دسته دسته خدمت امام آمدند. جاريه واحنف نيز همراه هيأتى از بصره به كوفه آمدند و به حضور امام رسيدند. با شروع جنگ صفين امام (ع) در مرحله دوّم جنگ- كه فرماندهان را تعيين كرد- فرماندهى طايفه سعد و رباب بصره را به جاريه سپرد. «٣» ٣. جنگ نهروان‌ در جنگ نهروان، جاريه در پاسخ به نامه امام مبنى بر آمدن نيروها «به نخيله» به يارى حضرتش شتافت. ابتدا ابن عباس حاكم بصره، در شهر بسيج عمومى اعلام كرد و احنف بن قيس را به فرماندهى برگزيد، ولى فقط ١٥٠٠ نفر حاضر شدند با وى به نبرد بروند. ابن عباس كه چنين ديد فرماندهى را به جاريه سپرد. پس از آن ١٧٠٠ نفر ديگر به جنگاوران پيوستند و به سوى نخيله به راه افتادند. «٤»