مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام

مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام - شیخیان، علی - الصفحة ٧٢

همين خاطر، خود را به على (ع) رساند و پشت سر آن حضرت قرار گرفت. سعيد كه حركات دشمن را زير نظر داشت، پيش از آنكه كوچكترين حادثه‌اى رخ دهد، به عمرو حمله كرد و او را به هلاكت رساند و پس از آن شروع به رجزخوانى كرد. «١» همچنين در صفين، معاويه چندين بار با سعيد و همدانيان درگير شد كه در تمامى دفعات پيروزى با سعيد بود. در يكى از حملات، سعيد موفق شد به نزديكى چادر معاويه برسد و چون از صحنه نبرد برگشت، امام در تقدير از آنها فرمود:
اى جماعت همدان! شما سپر و زره آهنين من هستيد. با بازوان پر توان شماست كه در جنگها پيروز مى‌شوم و تو اى سعيد چشم منى كه با آن مى‌نگرم و بازوى قدرتمند منى كه با آن مى‌جنگم. هميشه و همه وقت و در هر كارى بر شجاعت و دلاورى تو اعتماد مى‌كنم. همدانيان! شما نيزه من هستيد. «٢» ٣. سعيد و حكميت: پس از آنكه حكميت به سود معاويه پايان يافت، سعيد با موضعگيرى بجاى خود، ماهيت آن دو حكم را افشا كرد و آنها را گمراه خواند. از جمله افرادى كه از سوى امام به عنوان شاهد حكميت تعيين شد سعيد بن قيس بود. «٣» وقتى نيرنگ معاويه و عمروعاص در جريان حكميت اعلام شد، امام براى نبرد با معاويه آماده گشت و از رؤساى قبيله‌ها خواست آمادگى خود را براى جنگ اعلام كنند. اولين كسى كه نداى آن حضرت را پاسخ گفت، سعيد بود. «٤» سعيد در عصر امام حسن (ع)
پس از شهادت امام على (ع) و بيعت مردم با امام حسن (ع)، سعيد مردم را در مسجد جمع كرد تا امام براى آنها درباره جهاد عليه معاويه سخنرانى كند. بعد از حركت سپاه، امام به فرمانده سپاهش فرمود كه در مسائل نظامى با قيس بن سعد و سعيد مشورت كند و سعيد را به عنوان فرمانده سوّم لشكر منصوب كرد.
و آن هنگام كه مردم گمراه قصد امام حسن (ع) را در مورد صلح دانستند و به آن حضرت حمله‌