مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام - شیخیان، علی - الصفحة ٢٧
حباب گفت:
اينجا اردوگاه خوبى نيست، ما را به نزديكترين آب دشمن برسان، ... در آنجا چاهى است كه آبش شيرين و زياد و تمام نشدنى است! كنارش حوضى مىسازيم و به مقدار لازم آب ذخيره ساخته و بقيّه چاهها را كور مىكنيم.
در اين موقع جبرئيل بر پيامبر (ص) نازل شد و گفت:
رأى درست همان است كه حباب به آن اشاره كرد. «١» «حباب» در واقعه بنى نضير همانند بدر، مشاور نظامى پيامبر (ص) بود. آن حضرت وقتى از ياران خود درباره موقعيت عملياتى نظر خواست، حباب گفت:
نظر من اينست كه ميان دژهاى بنى نضير و بنى قريظه نيرو مستقر نماييم و ارتباط خبرى آنها را قطع كنيم.
در اينجا نيز رسول خدا (ص) نظر حباب را به اجرا گذاشت. «٢» سال پنجم هجرى پيامبر (ص) عزم پيكار با يهود بنى قريظه را كرد، حباب از معدود اسب سوارانى بود كه در اين واقعه در كنار رسول خدا (ص) حضور داشت. «٣» او در احد، مأمور اطلاعاتى پيامبر (ص) و از جمله محافظان آن حضرت بود. حضرت محمّد (ص) حباب را براى برآورد تعداد نيروهاى دشمن فرستاد و از او خواست تا گزارش كار را دور از چشم ديگران به ايشان بدهد. حباب با زيركى در اين مأموريت موفق شد و شمار دشمن را سه هزار نفر تخمين زد. «٤» نقل شده كه در اين جنگ وى از جمله افراد معدودى بود كه در لحظات حساس تا پاى جان در كنار پيامبر (ص) ايستاد. «٥» در خيبر گر چه فتح نهايى به دست تواناى امير مؤمنان على (ع) انجام گرفت، ولى نقش حباب را نمىتوان در فتح قلعههاى بسيارى ناديده گرفت؛ از جمله قلعه صعب بن معاذ به دست او فتح شد و پرچم اسلام را در آن به اهتزاز آورد. «٦»