مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام - شیخیان، علی - الصفحة ٦١
خداوندا، او را در دين فقيه گردان و علم تأويل و تفسير را به او بياموز. «١» ابن عباس علاقه فراوانى به امام حسن و امام حسين عليهما السّلام داشت و به آنان عشق مىورزيد و با اينكه از آن دو مسنتر بود، براى آنها ركاب مىگرفت و لباسشان را مرتب مىكرد و به طعن ديگران در اين موارد پاسخ مىداد. «٢» مشاور امام پس از به خلافت رسيدن حضرت على (ع)، طلحه و زبير استاندارى بصره و كوفه را از آن حضرت درخواست كردند. حضرت على (ع) با ابن عباس خلوت كرد و نظر او را در اين باره جويا شد. ابن عباس نيز با واگذارى كوفه و بصره به آن دو مخالفت نمود و حضرت على (ع) نظر او را پسنديد و آن را اجرا كرد. «٣» آن گاه كه خبر بيعت شكنى طلحه و زبير و حركت آنها به سوى بصره به امام رسيد، حضرت به سوى بصره حركت كرد، و به قبيله «طىّ» رسيد از ابن عباس درباره كوفيان نظر خواست. او گفت: عمار را براى بسيج آنان بفرست؛ زيرا او سابقه طولانى در اسلام دارد و من نيز با او مىروم و فرزندت حسن را نيز همراه ما بفرست. امام على (ع) نظر او را پذيرفت و آنها را به كوفه فرستاد. «٤» فرستاده ويژه امام پيش از آغاز جنگ جمل، چون فرستاده امام (صعصعه) از نزد طلحه و زبير بىنتيجه بازگشت، آن حضرت ابن عباس را فرستاد. او هم مأموريت را انجام داد و ضمن مذاكره طولانى به عزم آنان در جنگ با امام پى برد و به آن حضرت گزارش داد. سپس حضرت على (ع) مأموريت جديدى به او داد كه به سوى عايشه برگردد و بيرون رفتنش از خانه پيامبر (ص) را يادآورى كند و او را از تخلّف فرمان خدا و كنار گذاشتن پيمان پيامبر (ص) بترساند. ابن عباس در اين مأموريت نيز اصرار آنان را بر جنگ به امام گزارش داد.