مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام - شیخیان، علی - الصفحة ٥٥
عمّار در عصر امامت ١. در نبرد جمل: با آغاز خلافت امير مؤمنان (ع)، در جنگ جمل فرماندهى ميسره سپاه را به همراه شريح بن هانى عهدهدار شد و به جهت سخن پيامبر (ص) مبنى بر اينكه عمار به دست گروه ستمگر به شهادت مىرسد، وجودش در سپاه امام على (ع) ميزان تشخيص حق و باطل در نزد سپاه گرديد و افرادى همچون زبير را در ادامه جنگ به ترديد انداخت. «١» در اين جنگ، خطرناكترين مأموريت يعنى مقابله با فداييان عايشه در كنار شتر او و پى كردن شتر عايشه به عمّار و مالك واگذار شد. اين دو دلاور، دو پاى شتر و بازوى او را قطع كردند و شتر به زمين افتاد و در نتيجه باقيمانده نيروهاى باطل پراكنده و فرارى شدند و فتنه جمل پايان يافت. «٢» ٢. در پيكار صفين: حضرت امير (ع)، در آرايش نظامى خود در صفّين، عمار را فرمانده نيروهاى پياده نظام اعزامى از كوفه قرار داد. «٣» ايمان به هدف در عمّار، بحدّى بود كه ميان نيروهاى اسلام آمد و گفت:
خدايا ... من اكنون كارى را نمىشناسم كه بيش از جهاد و جنگ با اين فاسقان مورد رضاى تو باشد، اگر مىدانستم كارى بيش از اين مورد رضاى توست بىشك آن را انجام مىدادم. «٤» عمار در صفين، علاوه بر رزم بىامان با دشمن، سخنان ارزندهاى به مناسبتهاى مختلف ايراد كرد. جنگ روانى عليه دشمن به هنگام نبرد با عمروعاص و عبيداللَّه بن عمر و يادآورى خيانت آنها به اسلام «٥»، تشويق و تشجيع نيروهاى امام از جمله تشويق هاشم مرقال با دميدن روح جنگاورى در آنان و ذكر پاداش جهاد، «٦» توجيه نيروهاى خودى در بارور كردن ايمان به هدف در جنگ، رسوا كردن معاويه در اينكه او قلباً اسلام نياورده «٧» و توجيه نيروهاى مسألهدار و دو