مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام

مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام - شیخیان، علی - الصفحة ٣٣

شركت در احُد يكى از پيامدهاى جنگ بدر، جنگ احد بود كه يك سال بعد با هدف انتقام‌گيرى قريش از مسلمانان و جبران شكست جنگ بدر آغاز شد. در حالى كه عده‌اى معتقد به جنگ دفاعى در داخل شهر بودند، گروهى ديگر نظير حمزه، سعد بن عباده و نعمان بن مالك اظهار داشتند: اى رسول خدا (ص)، از آن ترس داريم كه دشمن تصور كند ما از ترس روبه‌رو شدن با آنها بيرون نرفته‌ايم. «١» در اين ميان حمزه گفت:
سوگند به آنكه قرآن را بر تو فرو فرستاد، امروز به غذا دست نخواهم برد، مگر آنكه بيرون مدينه با شمشير خود بر دشمن بتازم. «٢» صفوان بن اميه از سپاه دشمن وقتى ديد حمزه چون شير ژيان مى‌جنگد، گفت: تا به امروز نديده بودم كه مردى چنين بر خويشان خود بتازد. «٣» استوارى عقيده و قوت ايمان حمزه در رويارويى با دشمنان خدا و اسلام بگونه‌اى بود كه در ميدان رزم دشمنان را هر چند از نزديكان و بستگان او بودند، از دم تيغ مى‌گذراند. يكى از كسانى كه حمزه او را در احد به قتل رساند، «ارطاة بن شرحبيل بن هاشم» يكى از پرچمداران سپاه قريش بود. «٤» خصايص نظامى حمزه‌ مورّخان اسلامى با توجه به سابقه و حضور فعّال حضرت حمزه، خصوصيتهاى ويژه‌اى در امور نظامى از وى بيان كرده‌اند:
چهار تن از ياران رزمنده پيامبر (ص) (على (ع)، حمزه، ابودجانه و زبير) در ميان سپاه نشانه‌هاى ويژه داشتند. حمزه با پر شتر مرغى نمايان مى‌گشت. بنابراين، حمزه از معدود كسانى بود كه در نبردها بر خود نشان مى‌نهادند. «٥» از صفاتى كه عرب زبانان درباره دلير مردان به كار مى‌برند، «مغاير» و «غشمشم» است. به‌