مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام

مرورى بر زندگى فرماندهان صدر اسلام - شیخیان، علی - الصفحة ١١٩

قرضهايم را در كوفه با فروختن زره و شمشيرم بپرداز، جسد مرا از ابن زياد تحويل بگير و به خاك بسپار، كسى را پيش حسين بن على (ع) بفرست تا به كوفه نيايد. «١» با اينكه مسلم از عمر سعد قول گرفت كه وصيتش را به عنوان راز نگه دارد، ولى آن خبيث وصيّت مسلم را به ابن زياد گفت.
شهادت مسلم‌ مسلم را با تنى مجروح ولى چون كوهى استوار، مصمّم، مطمئن، دريادل و شكيبا بر فراز قصر بردند و سر از بدنش جدا كردند و پيكر خونين اين شهيد آزاده و شجاع را از بالا به پايين انداختند و مردم هلهله و سر و صداى زيادى به پا كردند. «٢» كوفيان به آن بدن پاك، طناب بستند و در كوچه‌ها بر زمين كشيدند و سرانجام پيكر بى سر مسلم را به دار آويختند. پس از مسلم با هانى نيز چنين كردند. «٣»