تاريخ زندگانى امام كاظم(ع) - رفیعی، علی - الصفحة ٣٢
زندگى زاهدانه او تجليل مىكرد. «١»، و گاهى ياران و پيروان خود را به بى اعتنايى نسبت به دنيا و ارج نهادن به شخصيت الهى و معنوى خويش ترغيب مىكرد كه در ذيل به دو نمونه اشاره مىكنيم.
«١- اهينوُا الدُّنيا وَ تَهاوَنُوا بِها، فَانَّها ما اهانَها قَوْمٌ الّا هَنَّأهُمُ اللَّهُ الْعَيْشَ وَما اعَزَّها قَوْمُ الّا تَعَبُوا وَ نَلُّوا» «٢» دنيا را خوار و سبك بشماريد؛ چرا كه هيچ گروهى آن را سبك و بى مقدار نكرد مگر آن كه خداوند زندگى را بر ايشان گوارا و مبارك گردانيد و هيچ گروهى آن را عزيز و گرامى نداشت مگر آن كه به رنج افتادند و خوار گشتند.
«٢- انَّ اعْظَمَ النَّاسِ قَدْراً الَّذى لا يَرى الدُّنيا لِنَفْسِهِ خَطَراً اما انَّ ابدانَكُمْ لَيْسَ لَها ثَمَنُ الا الجَنَّةَ فلا تَبيعُوها بِغَيْرِها» «٣» همانا برترين و بزرگوارتين مردم در قدر و منزلت، كسى است كه دنيا را به عنوان يك مقام و مرتبت بلند براى خود نبيند؛ بدانيد كه براى وجود شما بهايى جز بهشت نيست؛ بنابراين آن را بجز بهشت نفروشيد.
ب- رفتار و اخلاق اجتماعى: جود و بخشش جود و سخاوت، از بارزترين صفات پيشواى هفتم عليه السلام بود. آن گرامى امكانات مالى خود را كه از راه زراعت و كشاورزى به دست آورده بود، در اختيار نيازمندان مىگذاشت؛ چندانكه كيسههاى بخشش وى ضرب المثل مردم مدينه شده بود و مردم به يكديگر مىگفتند: «تعجب از كسى است كه كيسه بذل و بخشش موسى بن جعفر عليه السلام به وى ريده باشد ولى باز هم اظهار تنگدستى كند.» «٤» ابن صباغ مالكى در وصف سخاوت آن گرامى مىنويسد: